فلیکس، خرگوش کوچولوی عروسکی عاشق سفر، نامههاي مهمي را با پست شیشهای توی دریا میاندازد: "یابندهی عزیز! فرقی نمیکند کی و کجا این نامه با پست شیشهای به دستت میرسد؛ لطفاً جواب آن را با دستور پخت غذاي محبوبت برای ما بفرست!" از موقعی که فلیکس و سوفی در ماه ژانویه از خانوادهی بيمارشان مراقبت کردند، دستورهای آشپزی را از سراسر دنیا جمع میکنند. چیزی را که آنها در طول یک سال به دست آوردند، در این کتاب بسیار زیبا همراه با چهار نامهی واقعی با شما در ميان ميگذارند. در این کتاب، داستانهایی با تصاویر بسیار زیبا از فلیکس و سوفی در کنار 37 دستور آشپزی از 25 کشور، با تصاویر رنگی و دستورالعملهای قدم به قدم و ساده پیدا خواهید کرد. ایدههای زیادی برای جشنهای مخصوص بچهها هم در این کتاب هست.
ایستگاه آخر
در ايستگاه بعدي، مرد نابينايي با يك گربه ي خال خالي سوار شد. چارلي از جايش بلند شد و از مادربزرگش پرسيد: «چرا آن آقاهه نمي تواند ببيند؟»
مادر بزرگ گفت: «پسرجان تو از ديدن چه مي داني؟! بعضي ها دنيا را با گوش هايشان مي بينند!»
مرد نابينا همان طور كه هوا را بو مي كشيد، گفت: «درسته! حتي با بيني شان هم مي بينند! مثلا من دارم مي بينم كه شما امروز عطر خوش بويي زده ايد
17,000 تومان
مرجع:
9786008617341
At the next station, the blind man rode with a spotted cat. Charlie got up and asked his grandmother, "Why can't that gentleman see?" The grandmother said: "What do you know from seeing your son ?! "Some see the world with their ears!" "That's right," said the blind man as he sniffed the air. They even see with their noses! For example, I see that you have smelled perfume today