بچه ها در حیاط بازی می کردند. به کلاس رفتند. تشنه شده بودند و آب خواستند. خانم مربی از پارچ در لیوان آنها آب ریخت. یکی از بچه ها گفت که آب خنک نیست. خانم مربی چند تکه یخ در پارچ آب انداخت. در همین موقع برای خانم مربی چای آوردند و روی میز گذاشتند. از چای او بخار بلند می شد.
تپلی عصبانی می شود
تپلی بچهخرس شاد و سرحالی است ولی گاهي اوقات عصبانی ميشود. از دست برادرش، از دست مامانش، و گاهی هم از دست خودش. گاهی هم اصلاً نمیداند چرا. ولی او بايد ياد بگيرد كه وقتی عصبانی شد چكار كند…
6,000 تومان
مرجع:
9789643892586