آینده کهن (روایت شب دوم)
کتاب آینده کهن - روایت شب دوم موسی که اینک از روایت گرم و نیروبخش خداوند آرام شده بود و دیگر نمیلرزید، در برابر آن نور شگفت فراجهانی زمزمه کرد: «پس یاریام کن ای پروردگارِ بزرگوار! سینهام را فراخ و کارم را آسان کن. گره از زبانم بگشا تا حرفهایم فهمیده شوند و یار و همراهی از میان خاندانم به من ببخش؛ برادرم هارون را که پشتم به او محکم شود و در میان مردمان کمکرسانم باشد. ما تو را ستایش خواهیم کرد و یادت را در میان مردمان برپا و استوار خواهیم نمود. ای تویی که باور دارم همواره از حال ما آگاه بوده و دَمی ما را رها نکردهای.» و یکتاخدا فرمود: «آنچه خواستی شد...
سایر کتاب های همین ناشر
نظر شما درباره این محصول
پرسش و پاسخ
موجود شد خبرم کن!
آینده کهن (روایت شب دوم)شمارهات را بگذار؛ همان لحظهای که این کالا به انبار برگشت، برایت پیامک میکنیم.
فقط برای همین کالا پیامک میشود — تبلیغاتی در کار نیست.
ثبت شد!
بهمحض موجود شدن، اولین نفری هستی که خبردار میشود.



