آرتور گذشته مبهم و پر رمز و رازی دارد، او در شبی عجیب و غریب در آغوش
مرلین به دست اکتور رسیده و اکتور هم چون پسرش کای او را تر و خشک کرده
است. سال ها از آن شب می گذرد که سواری غریبه خبر مرگ شاه آتر و تلاش
شوالیه ها و ارباب ها را برای بر سر گذاشتن تاج او به اکتور می رساند؛
غریبه خبر می دهد که هر کس بتواند شمشیری فرورفته در دل سنگی ظاهر شده در
حیاط کلیسا را از آن بیرون بیاورد پادشاه واقعی انگلستان خواهد بود و تاج
را بر سر خواهد نهاد. کای، اکتور و آرتور راهی می شوند تا در رقابتی که شکل
گرفته شرکت کنند، شاید پادشاهی حق آن ها باشد. حق کسی که بتواند بر سرزمین
افسانه ای و احاطه شده با سحر و جادوی انگلستان حکم براند و شر و بدی را
از میان بردارد. آن شخص کسی نیست جز آرتور، فرزند حقیقی شاه آتر که سال ها
قبل برای در امان ماندن از شر دشمنان به دست اکتور سپرده شد.
دکتر هنری جکیل، یکی از بهترین پزشکان لندن، رازی دارد که هیچکس از آن
خبردار نیست. او هر شب در آزمایشگاهش مشغول کار است، اما نه دارو درست
کردن؛ بلکه در حال ساختن معجونی است که نیمهی بد انسان را از نیمهی خوبش
جدا میکند. او دقتی از این معجون مینوشد، متوجه میشود که نیمهی بد او
مردی زشت و شیطان صفت به نام ادوارد هاید است. آیا ممکن است که دکتر جکیل و
آقای هاید بتوانند در کنار هم زندگی کنند یا آقای هاید عرصه را بر دکتر
جکیل تنگ خواهد کرد؟ از کتابخانهی کلاسیک مهتاب وارد دنیای شاهکارهای
جاودانهی ادبیات شوید.
گلولههای آتشین از طرف مریخ به زمین سرازیر میشود! در ابتدای کار، انگار
هیچکس متوجه این قضیه نیست. ناگهان گلولهها تبدیل به سفینههایی فضایی
میشوند، پر از مریخیها! همین که مریخیها سلاحهای مخوفشان را ضد آدمها
به کار میگیرند، جنگی تمامعیار آغاز میشود. از کتابخانهی کلاسیک مهتاب
وارد دنیای شاهکارهای ادبی شوید.
مَکس، برادر کوچک فِلور، اوتیسم دارد. بیشتر وقتها فلور او را درک نمیکند. چرا مکس هیچ وقت احساساتش را نشان نمیدهد؟ چرا مادر همیشه باید مراقب او باشد؟
فرهنگ و دايرةالمعارفها از انواع کتابهای مرجع هستند که اطلاعات فراوانی در زمينههای گوناگون به ما میدهند. فرهنگ جغرافی مدرسه، کتاب مرجعی است که اطلاعات مورد نياز شما را در زمينهی جغرافيا در اختيارتان میگذارد. مدخل ها (سرواژهها) اين فرهنگ به ترتيب حروف الفبای فارسی تنظيم شدهاند. در اين فرهنگ بيش از 500 واژهی جغرافيایی آمده است.
کتاب پیش رو خلاصه ای از رمان معروف و خواندنی سه تفنگدار را با زبانی شیوا
و ساده روایت می کند. دارتانیان جوانی پر انرژی است که تجربه ای از
رویارویی با سه تفنگ دار کسب می کند و هنگامی که این مبارزه و مقابله به
دوستی و پیوستن او به سه تفنگدار ختم می شود خود را در ماجرایی مرموز و
مهلک می یابد؛ حالا او باید همراه با گروه سه تفنگ دار برای خنثی کردن
دسیسه ها و نقشه هایی شوم که ملکه را در خطر می اندازد وارد عمل شود و با
سپاه کاردینال که سودای به دست گرفتن قدرت را دارند رویارویی کند.
جاناتان باید برای به انجام رساندن ماموریتی که رئیسش به عهده ی او گذاشته
به ترانسیلوانیا سفر کند و کنت دراکولا را ملاقات کند. او پس از طی مسیری
طولانی به مقصد می رسد در حالی که در مسیر افرادی به او هشدار می دهند از
رفتن به قلعه خودداری کند و اگر به رفتن مصمم است هرگز گردنبند صلیب را از
گردنش خارج نکند. مرد ترسی را در دل خود احساس می کند اما سوار بر کالسکه
ای می شود که به دنبالش آمده و مدتی بعد خود را در قلعه می یابد. طولی نمی
کشد که جاناتان در می یابد میزبانش انسانی عادی نیست در حقیقت مرد میزبان
رفتارها و ویژگی هایی دارد که بیش از هرچیز او را به یک خون آشام مبدل می
سازد تا یک انسان. شاید علت هشدارهایی که مردم به جاناتان در مورد قلعه
دراکولا می دادند این بوده است!