بخشی از کتاب:
مَکس، برادر کوچک فِلور، اوتیسم دارد. بیشتر وقتها فلور او را درک نمیکند. چرا مکس هیچ وقت احساساتش را نشان نمیدهد؟ چرا مادر همیشه باید مراقب او باشد؟
در این کتاب همراه فلور با اوتیسم آشنا میشویم.
روزی کشاورزی در مزرعهاش زمین را بیل میزد که کوزهای زیر خاک پیدا کرد. کوزه خیلی بزرگ و شبیه بشکهای چوبی بود. از همان بشکههایی که کشاورزها در آن گندم، آب یا ترشی ذخیره میکردند.
کوزه کمی ترک خورده بود، اما باز قابل استفاده بود. کشاورز آن را به خانه برد و در حیاط گذاشت. سپس بیل خود را در کوزه گذاشت و به خانه رفت تا استراحت کند.
صبح روز بعد، وقتی بیل را برداشت و خواست به مزرعه برود، دید که درون کوزه، کوزهی دیگری درست شبیه به همان اولی اما کوچکتر در آن است.
لطفا ابتدا وارد شوید.
ورود به سیستمیک حساب کاربری رایگان برای ذخیره آیتمهای محبوب ایجاد کنید.
ورود به سیستم