کتاب راهنمای عملی کودکان 8 (چه کار کنم خیلی خجالت می کشم)، با آوردن مثالی از سیرک مخاطب را برای رهایی از کمرویی یاری میکند. نخست باید احساسهایمان را بشناسیم و ببینیم هنگامی که دستپاچه میشویم، بدن ما چه واکنشی نشان میدهد. سپس، به بررسی موقعیتهای دلهرهآور میپردازیم. بهتر است علت دلهره و نگرانی خود را بیابیم. در ادامه خواهیم توانست با استفاده از افکار اطمینانبخش به مقابله با افکار منفی برویم و با کسب مهارتهای ساده از این چالش سربلند بیرون بیاییم.
مدرسه پرماجرا 5 (جنگ غذا)
«به آقای کلاتز گفتم که گرسنه نیستم. نمیخواستم به او بگویم جوجه مخصوصش شبیه چیزی است که کسی روی آن بالا آورده باشد، و با این حرف ناراحتش کنم. یک شیر کاکائو پاکتی برداشتم و همراه با مایکل و رایان سر میز نشستیم، در کیفم را باز کردم و کیکها، شیرینیها، چیپسها، چوب شورها و بقیه خوراکیهایم را روی میز خالی کردم.»
در این کتاب، به زبانی ساده و طنزآلود ماجراهایی را که در مدرسه رخ میدهد، تشریح کرده است. شخصیت اصلی و راوی این کتاب داستان، پسر بچهای بازیگوش و شیرین به نام ای. جی بوده و همهی این اتفاقات عجیب و غریب نیز در مدرسهاش (الامنتری) میافتد. کتاب «جنگ غذا» از مجموعه مدرسه پرماجرا داستان ماجراجویانهای است. این کتاب توسط دن گاتمن نوشته شده و به قلم روژین شاملو به فارسی روان ترجمه شده است. انتشارات گام این کتاب را به چاپ رسانده است.
«به آقای کلاتز گفتم که گرسنه نیستم. نمیخواستم به او بگویم جوجه مخصوصش شبیه چیزی است که کسی روی آن بالا آورده باشد، و با این حرف ناراحتش کنم. یک شیر کاکائو پاکتی برداشتم و همراه با مایکل و رایان سر میز نشستیم، در کیفم را باز کردم و کیکها، شیرینیها، چیپسها، چوب شورها و بقیه خوراکیهایم را روی میز خالی کردم.»