دوباره
دوباره
سدریک اژدهای قرمزِ روشنِ عصبانیای بود که توی تمام عمرش هیچوقت (حتی یک بار) به رختخواب نرفته بود.
شبها وقتی همه خواب بودند، سروصداکنان توی قلعه پرسه میزد. بعد از روی پل پایین میپرید و مشغول کارهای بد و موذیانه میشد.
دوباره
سدریک اژدهای قرمزِ روشنِ عصبانیای بود که توی تمام عمرش هیچوقت (حتی یک بار) به رختخواب نرفته بود.
شبها وقتی همه خواب بودند، سروصداکنان توی قلعه پرسه میزد. بعد از روی پل پایین میپرید و مشغول کارهای بد و موذیانه میشد.
سایر کتاب های همین ناشر
نظر شما درباره این محصول
پرسش و پاسخ
موجود شد خبرم کن!
دوبارهشمارهات را بگذار؛ همان لحظهای که این کالا به انبار برگشت، برایت پیامک میکنیم.
فقط برای همین کالا پیامک میشود — تبلیغاتی در کار نیست.
ثبت شد!
بهمحض موجود شدن، اولین نفری هستی که خبردار میشود.



