جاناتان باید برای به انجام رساندن ماموریتی که رئیسش به عهده ی او گذاشته به ترانسیلوانیا سفر کند و کنت دراکولا را ملاقات کند. او پس از طی مسیری طولانی به مقصد می رسد در حالی که در مسیر افرادی به او هشدار می دهند از رفتن به قلعه خودداری کند و اگر به رفتن مصمم است هرگز گردنبند صلیب را از گردنش خارج نکند. مرد ترسی را در دل خود احساس می کند اما سوار بر کالسکه ای می شود که به دنبالش آمده و مدتی بعد خود را در قلعه می یابد. طولی نمی کشد که جاناتان در می یابد میزبانش انسانی عادی نیست در حقیقت مرد میزبان رفتارها و ویژگی هایی دارد که بیش از هرچیز او را به یک خون آشام مبدل می سازد تا یک انسان. شاید علت هشدارهایی که مردم به جاناتان در مورد قلعه دراکولا می دادند این بوده است!
داستان های دکتر دولیتل 7 (کاروان)
وضعيت مالی سيرک دکتر دوليتل بسيار بد است؛ او به دنبال جانوری ويژه میگردد تا به جذابيت سيرک و نمايشهايش اضافه کند. پيدا شدن پيپينلا، قناری سبز، اين مشکل را حل میکند. پیپينلا بخشهايی از زندگی جذابش را برای دوليتل تعريف میکند و دوليتل براساس آن يک اپرا و نمايش آماده میکند. گرچه اين نمايش باعث شهرت بيشتر دوليتل و جانورانش میشود، اما باعث نمیشود که دبدب اردک دلتنگیاش برای خانهشان در پادلبای را فراموش کند و برای برگشتن تقلا نکند…