با داستان های مجموعه «ترس و لرز»واقعا مو به تن آدم سیخ میشود.دختر و پسرهای معمولی،ولی شجاع و کنجکاو تجربه های بسیار ترسناکی میکنند... دنی و استفانی میخواهند سر از خانه ترسناک بالای تپه در بیاورند و راز روح بی سر را کشف کنند.اما روح بی سر بسیار پیچیده عمل میکند
رمان هایی که باید خواند (کلاف پر گره)
کدی،دختر یتیم یازده ساله،توانایی خارق العاده در پختن کیک دارد...اما از بازی های سرنوشت که از لحظه ی تولد سر راهش گذاشته شده،بی خبر است.زمانی که کدی به اتاقی در طبقه ی بالای فروشگاه بزرگ چمدان های گمشده ی شهر،اسباب کشی میکند،با آدم هایی عجیب و غریب آشنا میشود که زندگی شان جوری به زندگی او گره خورده که هرگز تصورش را هم نمیکرد. در داستانی که رمز و راز آن همچون معمایی جساب شده قدم به قدم گشوده میشود،این برخوردها کلید گشایش اسرار گذشته ی کدی است.لیزا گراف،یک نوع انگشت جادو هم به قصه اضافه میکند تا رمانی خلق کند که خواننده ها را به تفکر درباره ی سرنوشت وا می دارد.آیا تقدیر وآینده ی تمامی ما به نوعی به هم گره نخورده است؟