جاناتان باید برای به انجام رساندن ماموریتی که رئیسش به عهده ی او گذاشته به ترانسیلوانیا سفر کند و کنت دراکولا را ملاقات کند. او پس از طی مسیری طولانی به مقصد می رسد در حالی که در مسیر افرادی به او هشدار می دهند از رفتن به قلعه خودداری کند و اگر به رفتن مصمم است هرگز گردنبند صلیب را از گردنش خارج نکند. مرد ترسی را در دل خود احساس می کند اما سوار بر کالسکه ای می شود که به دنبالش آمده و مدتی بعد خود را در قلعه می یابد. طولی نمی کشد که جاناتان در می یابد میزبانش انسانی عادی نیست در حقیقت مرد میزبان رفتارها و ویژگی هایی دارد که بیش از هرچیز او را به یک خون آشام مبدل می سازد تا یک انسان. شاید علت هشدارهایی که مردم به جاناتان در مورد قلعه دراکولا می دادند این بوده است!
نیکولا کوچولو (پیک نیک)
خانم معلم و آقای ناظم بچههای کلاس را به پیکنیک میبرند. امّا هیچچیز طبق برنامه پیش نمیرود… سر و کلهی گاوی در چمنزار پیدا میشود! نیکولا و دوستانش فکرهایی در سر میپرورند!
خانم معلم و آقای ناظم بچههای کلاس را به پیکنیک میبرند. امّا هیچچیز طبق برنامه پیش نمیرود… سر و کلهی گاوی در چمنزار پیدا میشود! نیکولا و دوستانش فکرهایی در سر میپرورند!
سایر کتاب های همین ناشر
فوتبال يک جور بازي با توپ است که در سراسر دنيا انجام مي شود. در اين بازي، بايد توپ را با سر و پا به طرف دروازه ببريم. بازيکنان نبايد به توپ دست بزنند. فقط دروازه بان حق دارد توپ را با دست بگيرد.
کتاب هیولاهای کوچک (باکتری بد جنس) از مجموعهی «هیولاهای کوچک» منتشر شده است. با مطالعهی هیولاهای کوچک (باکتری بد جنس)، کودکان با انواع باکتریهای مضر آشنا میشوند و با آگاهی از اصول بهداشتی، از خود در برابر بیماریها محافظت خواهند کرد.
دنیای زیبای من (ماشین ها و کامیون ها)
با مجموعه ی دنیای زیبای من کودکان میتوانند جهان پیرامون خود را کشف کنند. این کتابها مفاهیم مربوط به علم زندگی و طبیعت را با زبانی ساده در اختیار نوآموزان پیش از دبستان قرار میدهند.
خانم شارلوت، کتابدار جدید سنت آناتول، کتابهایش را با چرخدستی به گردش در شهر میبرد. انباری قدیمی مدرسه که کتابدار جدید آن را تبدیل به کتابخانه کرده، حسابی مایهی سرگرمی بچهها شده، اما یک روز، خانم شارلوت در حال خواندن کتاب جالبی است که ناگهان در آن غرق میشود… چگونه باید او را از این وضعیت عجیب نجات داد؟
وقتي سرما مي خوريم، به آب ريزش از بيني دچار مي شويم! آب ريزش از بيني نشانه ي اين است که ويروس ها وارد بيني شده اند.
در این کتاب سعی شده تمام قصهها به زبانی ساده و روان نوشته شوند و خواننده بتواند اطلاعات مهم و نکات برجستهی زندگی پیامبران بزرگوار را در یک نگاه در نظر داشته باشد.
خرس قطبی در قارهی شمالگان نزدیک قطب شمال زندگی میکند. خرس قطبی موهای خیلی کلفتی دارد. یک لایهی کلفت چربی هم زیر پوستش دارد که در برابر سرما و باد از او محافظت میکند. موهای خرس قطبی سفید است و در میان برفها دیده نمیشود. خرس قطبی شناگر ماهری است و میتواند بیشتر از یک دقیقه بدون اینکه نفس بکشد زیر آب بماند!
بچههای مدرسه، برای بازدید، به کلاس چهارم رفتهاند تا با «معلم» کلاس چهارم، خانم کرافورد، صحبت کنند و دربارهی شغل معلمی و کارهایی که یک «معلم» انجام میدهد اطلاعات بیشتری به دست آورند. قبل از ورود به کلاس، بیشتر بچهها فکر میکردند که خانم کرافورد مدام در کلاس درس صحبت میکند و دانشآموزانش فقط و فقط باید به او گوش دهند.
دنیای زیبای من (پرندگان)
با مجموعه ی دنیای زیبای من کودکان میتوانند جهان پیرامون خود را کشف کنند. این کتابها مفاهیم مربوط به علم زندگی و طبیعت را با زبانی ساده در اختیار نوآموزان پیش از دبستان قرار می دهند.
دنیای زیبای من (بدن من)
با مجموعه ی دنیای زیبای من کودکان میتوانند جهان پیرامون خود را کشف کنند. این کتابها مفاهیم مربوط به علم زندگی و طبیعت را با زبانی ساده در اختیار نوآموزان پیش از دبستان قرار می دهند.
کی چه کار می کنه ؟ (دندان پزشک)
آن روز تمام بچههای کلاس به مطب دکتر فلورز رفتند تا متوجه شوند که یک «دندانپزشک» دقیقاً چه کارهایی انجام میدهد. در ابتدا دکتر فلورز دستیارش را به بچهها معرفی کرد و ابزارهایی را که با کمک آنها به دندانها رسیدگی میکند، نشانشان داد.
روی زمين فصلها در همه جا يکسان هستند. زيرا فصلها، با توجه به اينکه هر کشوری در کدام نقطه از زمين باشد، تغيير میکنند. اين تغيير، گردش فصلها نام دارد.
در منطقهی استوا فقط یک فصل وجود دارد. هوا در تمام طول سال گرم و مرطوب است.
چرا سكسكه مي كنيم؟ چرا پلك مي زنيم و چرا گاهي بيمار مي شويم؟ جنين كجا رشد مي كند و……… سوال هاي ديگري كه بچه ها مي توانند با مطالعه ي اين كتاب پاسخ هاي خود را بيابند.
دنیای زیبای من (حیوانات مزرعه)
با مجموعه ی دنیای زیبای من کودکان میتوانند جهان پیرامون خود را کشف کنند. این کتابها مفاهیم مربوط به علم زندگی و طبیعت را با زبانی ساده در اختیار نوآموزان پیش از دبستان قرار می دهند.
قصه ی ما همین بود 5
این کتاب شامل شش قصه به سبک قصه های پدربزرگ ها و مادربزرگ ها است؛ این شش قصه عبارتند از: (پسر کوزه گر)، (سینی زرین)، (سایهی پهلوان)، (کیسه ی چرمی)، (شغال و باغ انگور) و (یابنده).
کنار دريا، ساحل قرار دارد. در ساحل، ماسه و تخته سنگهای بزرگ میبينيم.
در حالت مد، آب دریا بالا میآید. برای همین، تمام ساحل و تخته سنگها را میپوشاند. در حالت جزر، آب دریا پایین میرود و از ساحل دور میشود. در طول روز، آب دریا دو بار بالا و پایین میرود. وقتی باد میوزد، موج تشکیل میشود موجها دریا را متلاطم میکنند.
همه به هم شبيه هستيم و همه با هم فرق داريم. همه ي آدم ها با هم تفاوت دارند. بعضي ها قد کوتاه و بعضي ها چاق يا لاغرند.
گلولههای آتشین از طرف مریخ به زمین سرازیر میشود! در ابتدای کار، انگار هیچکس متوجه این قضیه نیست. ناگهان گلولهها تبدیل به سفینههایی فضایی میشوند، پر از مریخیها! همین که مریخیها سلاحهای مخوفشان را ضد آدمها به کار میگیرند، جنگی تمامعیار آغاز میشود. از کتابخانهی کلاسیک مهتاب وارد دنیای شاهکارهای ادبی شوید.
کتاب هیولاهای کوچک (قارچ ناقلا) از مجموعهی «هیولاهای کوچک» منتشر شده است. با مطالعهی هیولاهای کوچک (قارچ ناقلا)، کودکان با انواع قارچهای بیماریزا آشنا میشوند و با آگاهی از اصول بهداشتی، از خود در برابر بیماریها محافظت خواهند کرد.
این کتاب از مجموعهی چراهای شگفتانگیز میباشد که اطلاعاتی دربارهی خصوصیات ظاهری بیابانها، نحوه زندگی در بیابانها، حیوانات در بیابانها و گیاهان در بیابانها را بهصورت پرسش و پاسخ برای کودکان و نوجوانان دارد.
ارتباط لازمه ي زندگي اجتماعي انسان است.چگونه ارتباط برقرار مي كنيم؟ به همراه ده ها پرسش ديگر درباره ي شيوه ي و ابزار ارتباطي از گذشته تا كنون محتواي اين كتاب را تشكيل مي دهند.
کی چه کار می کنه ؟ (کتابدار)
امروز بچهها دست در دست هم به کتابخانهی مدرسه رفتهاند تا «کتابدار» مدرسه، آقای فیلد، آنها را با محیط کتابخانه و وظایف «کتابدار»ها آشنا کند. اما در کتابخانه دقیقاً چه خبر است؟ کتابخانه پر از قفسههای کتاب است.
قصه ی ما همین بود 4
سال ها پیش که پدربزرگ ها و مادربزرگ ها بچه ها را پای کرسی جمع می کردند و برایشان قصه می گفتند آخر کار نفسی می کشیدند و می گفتند: قصه ما به سر رسید کلاغه به خانه اش نرسید. یا می گفتند: بالا رفتیم هوا بود پایین آمدیم زمین بود قصه ما همین بود.