اگر عاشق انجام تکالیف مدرسه هستید و به موقع و تمام و کمال آنها را انجام می دهید، این کتاب را نخوانید. اما اگر تکالیف مدرسه حالتان را به هم می زند، این کتاب دردتان است.
این کتاب را بخوانید تا حقیقت های مهمی را درباره انجام تکالیف متوجه بشوید، مانند:
مشت و لگد انداختن، انجام تکالیف را آسان تر نمی کند.
حیوانات خانگی مشق کسی را نمی خورند، به خصوص پروژه علوم را.
همچنین مهارت های با ارزشی درباره انجام تکالیف یاد می گیرید، مانند:
چطور برای انجام تکالیف برنامه ریزی کنید.
چطور برای انجام تکالیف کمک بگیرید.
چطور استفاده از وسایل الکترونیکی را برنامه ریزی کنید و مانع آرتروز گردن و تیک های عصبی بشوید.
خاطرات یک بی عرضه (جلد هفدهم دفترچه خاکستری)
خانم باش از تمام بچه ها خواسته بود نیم ساعت زودتر در کلاس حاضر شوند تا وقت کافی داشته باشیم درباره فوت و فن هایمان در مسابقات حرف بزنیم. او درباره اینکه کلاس های دیگر چطور خودشان را برای مسابقات آماده می کنند، دچار وسواس و اضطراب شده بود.
بنابراین لدویان میلز را به پشت بام مدرسه فرستاد تا جاسوسی کلاس بغلی، یعنی کلاس اقای درو را بکند. اما بعد معلوم شد کاشی های سقف مدرسه آنقدر محکم نیستند که وزن یک آدم را تحمل کنند.
بچه های کلاس خانم باش بیشتر نگران بچه های کلاس خانم اپشتاین هستند، چون او در کلاسش مشتی ورزشکار درست و حسابی دارد. یکی از آنها جسی رنج است که دوبار کلاس هشتم را خوانده و بنابراین یک بار بیشتر از بقیه ما مسابقات ورزشی را تجربه کرده است.
گرگ هفلی همان نوجوان نام آشنای پر شر و شور و گاهی سر به هوا است که خاطرات روزانه خودش را می نویسد. دفترچه ی خاکستری با شرح خاطرات او از ورزش کردن و استعداد نداشتنش در ورزش حرفه ای شروع می شود. به نظر گرگ ورزشکارها با ژن های مخصوصی به دنیا می آیند، ژن هایی که او بدون آن ها پا به دنیا گذاشته است. پس از همین حالا باید بازنشستگی خودش را از میادین ورزشی اعلام کند؛ اما اصرار مادرش به ماندن در میدان ورزش پای او را به بسکتبال باز می کند، هرچند خودش خیلی خوب می داند که هیچ شانسی برای خودنمایی در این جا نخواهد داشت. ولی یک موضوع مهم این است که همیشه ممکن است اتفاقاتی خارق العاده و عجیب رخ بدهند.