در کشوری دیگر، نگهبانی جوان روبه روی ردیف بیشماری از نمایشگرها نشسته بود و تصاویر زندهای را تماشا میکرد که از صدها دوربین ویدیویی بیسیم مداربسته از سرتاسر آن بنای عظیم میآمد. تصاویر انگار صفی بیانتها را شکل میدادند که مدام از برابر چشمش میگذشت.
ویچر کتاب سوم (خون الف ها)
گرالت با لحني سردتر از ديوارهاي كايرمورهن گفت: «پس ديگه از الان به بعد آموزش هات متوقف مي شن و تا زماني كه ياد بگيري شمشير چيه و وقتي توي دست يه ويچر قرار مي گيره چه هدفي داره، اجازه نداري دست به شمشير بزني. تو شمشير زدن رو براي كشتن و كشته شدن ياد نمي گيري. تو اين فن رو براي كشتن از سر ترس و نفرت ياد نمي گيري، بلكه براي نجات جون ها اين كار رو مي كني. نجات جون خودت و بقيه.»
كتاب پيش رو سومين جلد از سري رمان ويچر و ادامه دهنده ي كتاب «شمشير سرنوشت» است. زماني كه كشورهاي اصلي داستان درگير جنگ هستند، گرالت سرپرستي يك شاهزاده خانم به نام سيري را كه سرزمينش ويران شده و خون الف ها در رگ هايش جريان دارد، به عهده مي گيرد و با خود به قرارگاه ويچرها مي برد.