كال بقيه روز نشست و با تمركز، ماسه جابه جا كرد. به جاي اينكه روش روز اولش را پيش بگيرد، هر ماسه اي را با تلاش جدا مي كرد، به زحمت بلندش مي كرد، با همه ي توان مغز خسته اش آن را هل مي داد و سر جايش مي گذاشت. آن روز كال به خودش اجازه داد آزمايش كند. او سعي كرد آرام تر به ماسه ها نزديك شود. سعي كرد به جاي اينكه ماسه ها را بلند كند، با ذهنش آن ها را بغلتاند. سعي كرد با هربار تمركز، تعداد بيشتري ماسه را جابه جا كند. او قبلا هم اين كار را كرده بود. روش او به اين شكل عمل مي كرد كه به جاي تمركز روي سيصد دانه شن جدا از هم، چند دانه شن را شبيه يك چيز واحد، مثلا ابر ماسه اي، تصور مي كرد.
طنین کوهستان
در سال 1933 اِلی و خانوادهاش پس از بحران اقتصادی تقریباً همهچیزشان را
از دست میدهند و برای شروع یک زندگی تازه به کوهستان اِکو میروند. خواهر
اِلی، استر، از کوهستان متنفر است اما اِلی در آنجا عاشق طبیعت میشود. او
در کوهستان آزاد و رهاست و رمزورازهای آن را کشف میکند. بعد او با معماها و
مشکلاتی مواجه میشود: شناسایی کسی که برایش در گوشه و کنار کوهستان هدیه
میگذارد، پیدا کردن راهی برای درمان پدر که دچار حادثه شده است، روبهرو
شدن با کیت، جادوگر مطرود و آشنایی با لارکین، پسری اهل کوهستان...
اگر به حیوانات، زندگی در طبیعت و ماجراجویی علاقهمند هستید، با اِلی همراه شوید.
در سال 1933 اِلی و خانوادهاش پس از بحران اقتصادی تقریباً همهچیزشان را
از دست میدهند و برای شروع یک زندگی تازه به کوهستان اِکو میروند. خواهر
اِلی، استر، از کوهستان متنفر است اما اِلی در آنجا عاشق طبیعت میشود. او
در کوهستان آزاد و رهاست و رمزورازهای آن را کشف میکند. بعد او با معماها و
مشکلاتی مواجه میشود: شناسایی کسی که برایش در گوشه و کنار کوهستان هدیه
میگذارد، پیدا کردن راهی برای درمان پدر که دچار حادثه شده است، روبهرو
شدن با کیت، جادوگر مطرود و آشنایی با لارکین، پسری اهل کوهستان...
اگر به حیوانات، زندگی در طبیعت و ماجراجویی علاقهمند هستید، با اِلی همراه شوید.