مشاهده همه محصولات
محصولی پیدا نشد

هزار و یک افسانه 5 (سرزمین پریان)

كتاب هزار و یک افسانه 5 اثري است به روايت محمدرضا شمس با تصويرگري رودابه خائف و چاپ انتشارات محراب قلم.

در این کتاب افسانه ها و قصه ي عاميانه و پندآموز به نام هاي: برج جن ها، حاكم كور، مراد چوپان، وفاي زن، شاگرد آهنگر، بي بي گل، وزيري كه ديو بود و… كه نسل به نسل در ميان مردم چرخيده و ماندگار شده اند، توسط محمدرضا شمس گردآوري شده، شكل و ساختاري امروزي يافته و متناسب با فهم و درك كودكان و نوجوانان به نگارش درآمده اند.

ادامه مطلبShow less
90,000 تومان
ناموجود
موجود شد خبرم کن!
مرجع:
9786004133111
نام تجاری:
کد QR را برای باز کردن این صفحه بر روی تلفن همراه خود اسکن کنید.
You may also like
پرتقال
97,000 تومان
مین فقط یک نوجوان عادی با روح روباه است که با خانواده اش در سیاره ی غبار آلود و مردابی جینجو زندگی می کند. مین می تواند تغییر شکل بدهد و به هر چیزی که دلش می خواهد، تبدیل شود: انسان، حیوان، حتی میز غذاخوری. او می...
پرتقال
125,000 تومان
زیبایی همیشه قشنگ نیست... ایزابل باید از ته دل خوشحال باشد. چیزی نمانده دل زیباترین و خوش‌پوش‌ترین شاهزاده را ببرد. اما او آن دختر زیبارویی نیست که لنگه‌کفش بلورینش را جا گذاشته و شاهزاده دلباخته‌اش شده باشد. او...
نون
135,000 تومان
زنی داروساز به شیوه‌ای نامعمول به کمک زنان دیگر می‌آید: سمی می‌سازد که شوهران خیانت‌کار آن‌ها را مسموم می‌کند. سارا پنر در کتاب عطاری گمشده داستان عطاری مرموزی را روایت می‌کند که رازش در طول قرن‌ها سربه‌مهر باقی مانده...
نون
150,000 تومان
کتاب «نجواگر» رمانی نوشته ی «الکس نورث» است که نخستین بار در سال 2019 منتشر شد. «تام کندی» که هنوز با غم فقدان همسرش کنار نیامده، به همراه پسرش «جیک» به روستایی آرام به نام «فدر بنک» می روند تا شروعی تازه در زندگی...
نون
145,000 تومان
کتاب در یک جنگل تاریک تاریک، رمانی است اثر روث ور که در سال 2015 به انتشار رسیده است. در این رمان پرتعلیق، هیجان انگیز و پر از پیچ و خم های داستانی، چیزی که قرار بود آخرِ هفته ای آرامش بخش و پر از سرگرمی و لذت در...
توضیحات

جبار خان، ارباب ده بالا، مهمان منصور خان ارباب ده پایین شد. منصورخان مطرب آبادی را خواست. مطرب ساز قشنگی نواخت. منصور خان که خوشش آمده بود به او گفت: «سر خرمن که شد، بیا تا بهت یه خروار گندم بدم.»

مطرب خوش حال شد و تا موقع خرمن روزشماری کرد. رفته رفته موقع خرمن رسید و منصور خان برای برداشت محصول به آبادی رفت. مطرب با خوش حالی پیش او رفت و سلام کرد و گفت: «ارباب! من همون مطربی ام که وعده دادین سر خرمن یه خروار گندم بهم بدین.»

منصور خان دستی به سبیل کلفتش کشید و گفت : «عمو جون، تو یه چیزی زدی من خوشم اومد، منم یه چیزی گفتم تو خوشت بیاد!»

ادامه مطلبShow less
جزئیات محصول
9786004133111

مشخصات

نویسنده
محمد رضا شمس
قطع
وزیری
نوع جلد
شومیز
تعداد صفحات
604

فهرست

جستجو

مشاهده همه محصولات
محصولی پیدا نشد

یک حساب کاربری رایگان برای ذخیره آیتم‌های محبوب ایجاد کنید.

ورود به سیستم