یک مگسی بود که رفتش پرواز. دنبال چیزی میگشت که بخوردش، یک چیزِ خوشمزه، و بوگندو. یک پسری بود که رفتش پیادهروی. دنبال چیزی میگشت که بگیردش. یک چیزِ زبر و زرنگ، یک چیزی برای نمایشگاه حیوانهای خانگی باکلاس.
بعضی وقتها توی سریال سیاِسآی کارآگاهها حتی تا لحظهی آخر هم نمیتونن تشخیص بدن که یه مدرک چقدر مهمه، تا اینکه به دفترچههاشون نگاه میکنن و از همهچیز سر در میآرن. من اسم همهی کسایی رو که اون روز صبح دیده بودم...
کتاب سرکار هاپو(جلد اول) : سرکار هاپو اثر جدید نویسندهی کاپیتان زیرشلواری... نسل جدیدی از عدالت به شهر آمده است... برای مبارزه آماده باشید... برای هیجان... برای دوستی... و خنده! یکی از بهترین کتابهایی که درباره...