کمتر کودکی است که شعری از مصطفی رحماندوست از برَ نباشد یا کتابی از او در کتابخانهاش نداشته باشد.
رحماندوست اما این بار در تک تک شعرهای این مجموعه با خداوند بخشنده و مهربان حرف میزند و با زبانی صمیمی و دلنشین او را کودکانه نیایش میکند.
مثل ها و قصه هایشان (قصه های تیر)
مثل در ادبیات ما جایگاه ویژه ای دارد. هر مثلی به خودی خود تاریخ فشرده ای است که مردم امروز را به ریشه های فرهنگی گذشته ی کشورمان پیوند می زند . مثل ها بسیار ارزشمندند ،زیرا عمری به درازی عمر انسان دارند .هر مثلی تاریخ و قصه ی شیرینی دارد که از نوع زندگی ،باورها و آداب و رسوم اجداد ما پرده برمی دارد و به ما امکان می دهد که با تکیه بر تجربه های پیشینیان ، بهتر زندگی کنیم .
مثل در ادبیات ما جایگاه ویژه ای دارد. هر مثلی به خودی خود تاریخ فشرده ای است که مردم امروز را به ریشه های فرهنگی گذشته ی کشورمان پیوند می زند . مثل ها بسیار ارزشمندند ،زیرا عمری به درازی عمر انسان دارند .هر مثلی تاریخ و قصه ی شیرینی دارد که از نوع زندگی ،باورها و آداب و رسوم اجداد ما پرده برمی دارد و به ما امکان می دهد که با تکیه بر تجربه های پیشینیان ، بهتر زندگی کنیم .
هیچ یک از قصه های این کتاب ، ساخته ذهن نویسنده نیست بلکه بازگویی قصه هایی است که ضرب المثلی را پدید آورده اند . این کتاب برای بزرگترها کتاب مرجع قصه گویی و برای کودکان و نوجوانان مجموعه قصه ای شیرین و ایرانی است .
از همین نویسنده
سایر کتاب های همین ناشر
آموزش زندگی اجتماعی و روابط انسانی از مهم ترین آموزه هایی است که کودکان باید با آن آشنا شوند تا بتوانند در آینده یک انسان کامل و موفق باشند. پایه روابط اجتماعی از خانه و خانواده شکل می گیرد. سرفصل های اصلی این کتاب، زندگی کنار هم، درست صحبت کردن، ریاضیات و زمان می باشد. پایه اول زندگی خوب اجتماعی، روابط خانوادگی، حفظ سلامت فردی و تأثیر آن بر زندگی اجتماعی، برخورد مناسب با دیگران در محل هایی مانند خیابان، مدرسه می باشد. این کتاب با آموزشی گام به گام اصول زندگی خانوادگی و هم زیستی کنار اعضای خانواده را با مثال هایی تصویری و توضیحات کوتاه برای کودکان بیان کرده است.
کی چه کار می کنه ؟ (دندان پزشک)
آن روز تمام بچههای کلاس به مطب دکتر فلورز رفتند تا متوجه شوند که یک «دندانپزشک» دقیقاً چه کارهایی انجام میدهد. در ابتدا دکتر فلورز دستیارش را به بچهها معرفی کرد و ابزارهایی را که با کمک آنها به دندانها رسیدگی میکند، نشانشان داد.
کتاب هیولاهای کوچک (انگل نا به کار) از مجموعهی «هیولاهای کوچک» منتشر شده است. با مطالعهی هیولاهای کوچک (انگل نا به کار)، کودکان با انواع انگلها آشنا میشوند و با آگاهی از اصول بهداشتی، از خود در برابر بیماریها محافظت خواهند کرد.
دنیای زیبای من (پرندگان)
با مجموعه ی دنیای زیبای من کودکان میتوانند جهان پیرامون خود را کشف کنند. این کتابها مفاهیم مربوط به علم زندگی و طبیعت را با زبانی ساده در اختیار نوآموزان پیش از دبستان قرار می دهند.
کتاب هیولاهای کوچک (قارچ ناقلا) از مجموعهی «هیولاهای کوچک» منتشر شده است. با مطالعهی هیولاهای کوچک (قارچ ناقلا)، کودکان با انواع قارچهای بیماریزا آشنا میشوند و با آگاهی از اصول بهداشتی، از خود در برابر بیماریها محافظت خواهند کرد.
دنیای زیبای من (دایناسورها)
با مجموعه ی دنیای زیبای من کودکان میتوانند جهان پیرامون خود را کشف کنند. این کتابها مفاهیم مربوط به علم زندگی و طبیعت را با زبانی ساده در اختیار نوآموزان پیش از دبستان قرار میدهند.
جاناتان باید برای به انجام رساندن ماموریتی که رئیسش به عهده ی او گذاشته به ترانسیلوانیا سفر کند و کنت دراکولا را ملاقات کند. او پس از طی مسیری طولانی به مقصد می رسد در حالی که در مسیر افرادی به او هشدار می دهند از رفتن به قلعه خودداری کند و اگر به رفتن مصمم است هرگز گردنبند صلیب را از گردنش خارج نکند. مرد ترسی را در دل خود احساس می کند اما سوار بر کالسکه ای می شود که به دنبالش آمده و مدتی بعد خود را در قلعه می یابد. طولی نمی کشد که جاناتان در می یابد میزبانش انسانی عادی نیست در حقیقت مرد میزبان رفتارها و ویژگی هایی دارد که بیش از هرچیز او را به یک خون آشام مبدل می سازد تا یک انسان. شاید علت هشدارهایی که مردم به جاناتان در مورد قلعه دراکولا می دادند این بوده است!
کتاب پیش رو خلاصه ای از رمان معروف و خواندنی سه تفنگدار را با زبانی شیوا و ساده روایت می کند. دارتانیان جوانی پر انرژی است که تجربه ای از رویارویی با سه تفنگ دار کسب می کند و هنگامی که این مبارزه و مقابله به دوستی و پیوستن او به سه تفنگدار ختم می شود خود را در ماجرایی مرموز و مهلک می یابد؛ حالا او باید همراه با گروه سه تفنگ دار برای خنثی کردن دسیسه ها و نقشه هایی شوم که ملکه را در خطر می اندازد وارد عمل شود و با سپاه کاردینال که سودای به دست گرفتن قدرت را دارند رویارویی کند.
فوتبال يک جور بازي با توپ است که در سراسر دنيا انجام مي شود. در اين بازي، بايد توپ را با سر و پا به طرف دروازه ببريم. بازيکنان نبايد به توپ دست بزنند. فقط دروازه بان حق دارد توپ را با دست بگيرد.
بهتر است وقتي گرگ ها در جنگل نيستند، در آن جا گردش کنيم؛ چون ممکن است به ما حمله کنند و ما را بخورند!
خانم شارلوت، پستچی جدید ما، نامهها را آواز به لب و با شادی تحویل میدهد. او که کنجکاو و فضول است، هر روز یک پاکت را باز میکند و میخواند! اگر خبر بدی در نامه باشد، خانم شارلوت متن نامه را عوض میکند تا صاحب نامه ناراحت نشود. به این ترتیب خیلی زود حال و هوای دهکدهی سنتماشینشوآن از این رو یه آن رو میشود…
پيش از دايناسورها، چه جانورانی زندگی میکردند؟ پيش از دايناسورها، در کرهی زمين خزندگانی مانند ديميترودن وجود داشتند. در آن دوره، سنجاقکها غول پیکر بودند… و دوزیستانی مثل ایکتیوستگا هم زندگی میکردند.
نخستیها چه جانورانی اند؟
چرا میمونها بالای درخت میخوابند؟
آیا شمپانزهها صحبت میکنند؟
چراهای شگفت انگیز مجموعهای است که به مهمترین پرسشهای کودکان دربارهی جنبههای گوناگون جهان و شگفتیهای آن پاسخ میدهد.
آرتور گذشته مبهم و پر رمز و رازی دارد، او در شبی عجیب و غریب در آغوش مرلین به دست اکتور رسیده و اکتور هم چون پسرش کای او را تر و خشک کرده است. سال ها از آن شب می گذرد که سواری غریبه خبر مرگ شاه آتر و تلاش شوالیه ها و ارباب ها را برای بر سر گذاشتن تاج او به اکتور می رساند؛ غریبه خبر می دهد که هر کس بتواند شمشیری فرورفته در دل سنگی ظاهر شده در حیاط کلیسا را از آن بیرون بیاورد پادشاه واقعی انگلستان خواهد بود و تاج را بر سر خواهد نهاد. کای، اکتور و آرتور راهی می شوند تا در رقابتی که شکل گرفته شرکت کنند، شاید پادشاهی حق آن ها باشد. حق کسی که بتواند بر سرزمین افسانه ای و احاطه شده با سحر و جادوی انگلستان حکم براند و شر و بدی را از میان بردارد. آن شخص کسی نیست جز آرتور، فرزند حقیقی شاه آتر که سال ها قبل برای در امان ماندن از شر دشمنان به دست اکتور سپرده شد.
دنیای زیبای من (حیوانات مزرعه)
با مجموعه ی دنیای زیبای من کودکان میتوانند جهان پیرامون خود را کشف کنند. این کتابها مفاهیم مربوط به علم زندگی و طبیعت را با زبانی ساده در اختیار نوآموزان پیش از دبستان قرار می دهند.
خرس قطبی در قارهی شمالگان نزدیک قطب شمال زندگی میکند. خرس قطبی موهای خیلی کلفتی دارد. یک لایهی کلفت چربی هم زیر پوستش دارد که در برابر سرما و باد از او محافظت میکند. موهای خرس قطبی سفید است و در میان برفها دیده نمیشود. خرس قطبی شناگر ماهری است و میتواند بیشتر از یک دقیقه بدون اینکه نفس بکشد زیر آب بماند!
چرا سكسكه مي كنيم؟ چرا پلك مي زنيم و چرا گاهي بيمار مي شويم؟ جنين كجا رشد مي كند و……… سوال هاي ديگري كه بچه ها مي توانند با مطالعه ي اين كتاب پاسخ هاي خود را بيابند.
در این کتاب سعی شده تمام قصهها به زبانی ساده و روان نوشته شوند و خواننده بتواند اطلاعات مهم و نکات برجستهی زندگی پیامبران بزرگوار را در یک نگاه در نظر داشته باشد.
قصه ی ما همین بود 5
این کتاب شامل شش قصه به سبک قصه های پدربزرگ ها و مادربزرگ ها است؛ این شش قصه عبارتند از: (پسر کوزه گر)، (سینی زرین)، (سایهی پهلوان)، (کیسه ی چرمی)، (شغال و باغ انگور) و (یابنده).
کی چه کار می کنه ؟ (کتابدار)
امروز بچهها دست در دست هم به کتابخانهی مدرسه رفتهاند تا «کتابدار» مدرسه، آقای فیلد، آنها را با محیط کتابخانه و وظایف «کتابدار»ها آشنا کند. اما در کتابخانه دقیقاً چه خبر است؟ کتابخانه پر از قفسههای کتاب است.
وقتي سرما مي خوريم، به آب ريزش از بيني دچار مي شويم! آب ريزش از بيني نشانه ي اين است که ويروس ها وارد بيني شده اند.
دکتر هنری جکیل، یکی از بهترین پزشکان لندن، رازی دارد که هیچکس از آن خبردار نیست. او هر شب در آزمایشگاهش مشغول کار است، اما نه دارو درست کردن؛ بلکه در حال ساختن معجونی است که نیمهی بد انسان را از نیمهی خوبش جدا میکند. او دقتی از این معجون مینوشد، متوجه میشود که نیمهی بد او مردی زشت و شیطان صفت به نام ادوارد هاید است. آیا ممکن است که دکتر جکیل و آقای هاید بتوانند در کنار هم زندگی کنند یا آقای هاید عرصه را بر دکتر جکیل تنگ خواهد کرد؟ از کتابخانهی کلاسیک مهتاب وارد دنیای شاهکارهای جاودانهی ادبیات شوید.
در این کتاب به سؤالاتی چون:
نخستین دوندهی ماراتن که بود؟
چه کسانی با درختان سخن میگفتند؟
يونانيان باستان چه کسانی بودند؟
و سؤالهایی از این قبیل پاسخ داده میشود.
«یونانیان باستان مردمی بودند که در حدود ٣۵٠٠ سال یپش در یونان زندگی میکردند.»
قصه ی ما همین بود 4
سال ها پیش که پدربزرگ ها و مادربزرگ ها بچه ها را پای کرسی جمع می کردند و برایشان قصه می گفتند آخر کار نفسی می کشیدند و می گفتند: قصه ما به سر رسید کلاغه به خانه اش نرسید. یا می گفتند: بالا رفتیم هوا بود پایین آمدیم زمین بود قصه ما همین بود.