دکتر هنری جکیل، یکی از بهترین پزشکان لندن، رازی دارد که هیچکس از آن خبردار نیست. او هر شب در آزمایشگاهش مشغول کار است، اما نه دارو درست کردن؛ بلکه در حال ساختن معجونی است که نیمهی بد انسان را از نیمهی خوبش جدا میکند. او دقتی از این معجون مینوشد، متوجه میشود که نیمهی بد او مردی زشت و شیطان صفت به نام ادوارد هاید است. آیا ممکن است که دکتر جکیل و آقای هاید بتوانند در کنار هم زندگی کنند یا آقای هاید عرصه را بر دکتر جکیل تنگ خواهد کرد؟ از کتابخانهی کلاسیک مهتاب وارد دنیای شاهکارهای جاودانهی ادبیات شوید.
کی چه کار می کنه ؟ (دامپزشک)
کی چه کار می کنه ؟ (دامپزشک)
امروز دکتر کِیت به مدرسه آمده است تا دربارهی شغل دامپزشکی با دانشآموزان صحبت کند. او برای بچهها میگوید که دامپزشکی شاخههای گوناگونی دارد. برخی «دامپزشک»ها حیوانات بزرگ و وحشی را درمان میکنند. آنها در مزارع و باغوحشها کار میکنند.
کی چه کار می کنه ؟ (دامپزشک)
امروز دکتر کِیت به مدرسه آمده است تا دربارهی شغل دامپزشکی با دانشآموزان صحبت کند. او برای بچهها میگوید که دامپزشکی شاخههای گوناگونی دارد. برخی «دامپزشک»ها حیوانات بزرگ و وحشی را درمان میکنند. آنها در مزارع و باغوحشها کار میکنند. و برخی از آنها هم حیوانات کوچک و دستآموز را درمان میکنند؛ مثل خود دکتر کِیت. حالا که بیمارانِ «دامپزشک»ها حیوانات هستند، آیا «دامپزشک»ها ابزارهای خاص و متفاوتی دارند یا از همان ابزارهای پزشکی برای درمان بیمارانشان استفاده میکنند؟! تا به حال شنیدهاید که پزشکی بیمارانش را قشو کند یا دندانهایش را مسواک بزند؟! اما «دامپزشک»ها این کارها را انجام میدهند. بنابراین باید گفت که ابزارهای حرفهی دامپزشکی با پزشکی خیلی متفاوت است! حالا شما بگویید: آیا ترازویی برای اندازهگیری یک موش کوچولو وجود دارد یا باید موشها را هم با ترازوی آدمها وزن کرد؟