کتاب های جک ریچر (سوء قصد)
ريچر با خودش فكر كرد كه اين يك دام است و يك دفعه چرخيد. هيچ چيز آنجا نبود. هيچ جا چيزي نبود. فقط نماي شهر بي حركت و سرد و بي تفاوت ديده مي شد. پنجره ها را براي يافتن جنبشي چك كرد. دنبال برق زدن آفتاب روي شيشه گشت. چيزي نديد. به ماشين هاي توي خيابان ها نگاه كرد.
ريچر با خودش فكر كرد كه اين يك دام است و يك دفعه چرخيد. هيچ چيز آنجا نبود. هيچ جا چيزي نبود. فقط نماي شهر بي حركت و سرد و بي تفاوت ديده مي شد. پنجره ها را براي يافتن جنبشي چك كرد. دنبال برق زدن آفتاب روي شيشه گشت. چيزي نديد. به ماشين هاي توي خيابان ها نگاه كرد. همه شان بي توجه بودند و با سرعت حركت مي كردند. هيچ كدام از سرعتشان نكاستند. برگشت و مرد ديوانه را ديد كه دو مأمور او را روي زمين نگه داشته بودند و دو تاي ديگر با اسلحه مراقبش بودند. سابربن فروليك را ديد كه سرعت گرفت و از سر نبش پيچيد. محكم در كنار جدول ترمز كرد و مأمورها آرمسترانگ را به داخل پياده رو بردند و روي صندلي عقب گذاشتند.
سایر کتاب های همین ناشر
نظر شما درباره این محصول
پرسش و پاسخ
موجود شد خبرم کن!
کتاب های جک ریچر (سوء قصد)شمارهات را بگذار؛ همان لحظهای که این کالا به انبار برگشت، برایت پیامک میکنیم.
فقط برای همین کالا پیامک میشود — تبلیغاتی در کار نیست.
ثبت شد!
بهمحض موجود شدن، اولین نفری هستی که خبردار میشود.



