مجموعه ترس و لرز واقعا پشت خواننده را می لرزاند. در هر یک از داستان های این مجموعه با چند دختر و پسر کنجکاو و شجاع آشنا می شوید و پا به پای آنها ماجراهای ترسناکی را پشت سر می گذارید. گیاه زنده... آدم های مرده؟ دکتر بروار در زیرزمین خانه اش گیاهان مختلفی را آزمایش می کند. او معتقد است که این کار خطری ندارد اما مارگارت و کیسی با دیدن گیاهان غول پیکر؛ نگران می شوند. از طرفی پدر هم عادت گذشته اش را از دست داده و بیشتر کارهایش گیاهی شده اند. همه اینها بخشی از آزمایش های بی خطر پدر هستند یا...؟
تجربه های کودکی (از جایم تکان نمی خورم)
خانوادة الکساندر، به علت کار پدر میخواهند در شهر دیگری زندگی کنند. آنتونی و نیک، برادران الکساندر و پدر و مادر وسایلشان را جمع کردهاند. الکساندر دوست ندارد که بهترین دوستاش «پل» و یا ریچل، بهترین پرستار بچهای را که میشناسد، ترک کند. او دوست ندارد از خانوادة بالدوین که یک گربة خوشگل دارند و یا از خانم و آقای اوبردورمز که همیشه در جشنها، به او هدیههای خوب میدهند، جدا شود. او فکر میکند در شهر جدید چیزهای خوب شهر خود را نخواهد داشت و مدام بهانهگیری میکند. «از جایم تکان نمیخورم»، دربرگیرندة داستانهای اجتماعی و روانشناسی برای گروه سنی «ج» است.