سوفی برای دیدن خاله اش به برلین میرود خاله ی سوفی فیلکس را به بازار روز میبرد سوفی از آنجا کتاب قصه های پریان میخرد.آن شب برای خرگوش کوچولویش چند تا قصه میخواند. نیمه شب اتفاق عجیبی می افتد.فلیکس غیبش میزند سوفی به خانه ی خودشان بر میگردد و مدتی بعد نامه ای از فیلکس برایش میرسد او توی نامه نوشته که چمدانش یک دفعه مثل قالیچه پرنده پرواز کرده و او را به آسمان برده.فیلکس از جاهای مختلف دنیا برای سوفی نامه می فرستد. در این کتاب میتوانید نامه های فیلکس را بخوانید و درباره ی سرزمین ها و مردمی که فیلکس دیده اطلاعات زیادی پیدا کنید.
سنجاب های آتش پاره به جنوب می روند
فوک وایر پیر بیرون شهر، کنار جنگلی زیبا که پر از پرنده و سنجاب بود، توی خانهی کوچکی زندگی میکرد. او پیرمرد بداخلاق و غُرغُرویی بود. با کِرمهای شب تاب دعوا میکرد که چرا از بدنشان اینقدر نور میتابد. سرِ ابرهای آسمان فریاد میزد که چرا اینقدر پُف پُفیاند. و وقتی درختچههای یاس شکوفه میدادند، به دماغش گیره میزد تا مجبور نشود عطرشان را بو کند.
6,000 تومان
مرجع:
9786006287713