بچه ها در حیاط بازی می کردند. به کلاس رفتند. تشنه شده بودند و آب خواستند. خانم مربی از پارچ در لیوان آنها آب ریخت. یکی از بچه ها گفت که آب خنک نیست. خانم مربی چند تکه یخ در پارچ آب انداخت. در همین موقع برای خانم مربی چای آوردند و روی میز گذاشتند. از چای او بخار بلند می شد.
کتاب های جولیا (غر می زنم عز می زنم غز می زنم)
زندگی برای «نودل» جز دردسر چیزی نیست! همهچیز به نظر او بد و ناراحتکننده است. اما کمکم میفهمد که هرچه بیشتر شکایت کند، چیزهای بیشتری برای شکایت کردن پیدا میکند. او یاد میگیرد که چطور بدبینی را در خودش به خوشبینی تبدیل کند.
20,000 تومان
مرجع:
9786004770644