دارن شان پسری است كه همه گمان میكنند مرده است. اما او دستیار شبحی به نام آقای كرپسلی شده است. دارن و آقای كرپسلی راه دشواری را پشت سر میگذارند تا خود را به كوهستان اشباح، مقر همه اشباح جهان برسانند. هر كدام از ساكنان این كوهستان چند صد سال زندگی كرده و همیشه درگیر مبارزهای مرگبار بودهاند. آنها میخواهند شبحوارههای خونآشامی را نابود كنند كه سرچشمه همه پلیدیها و شرارتها هستند. اما در این ملاقات حیرتانگیز، دارن واقعیت دیگری را نیز درمییابد. او میپذیرد كه در آزمونی مرگبار شركت كند...
داستان های ساعت هفت
روزی روزگاری پری کوچولویی به اسم اسکیپی برای خرید به دهکده میرفت.او همان طور که تاتی تاتی کنان می رفت بند کفشش باز شد و از پایش درآمد اسکیپی ایستاد و گفت ای وای حالا مجبورم بند کفش دیگری بخرم ولی لازم نبود این کار را بکند چون وقتی دوباره به راه افتاد سر راهش بند کفشی را دید.البته کفش های اسکیپی قرمز بود و بند کفش سبز ولی مهم نبود همین که نمی گذاشت کفش از پایش در بیاید کافی بود
10,000 تومان
مرجع:
9786002516756