دکتر هنری جکیل، یکی از بهترین پزشکان لندن، رازی دارد که هیچکس از آن خبردار نیست. او هر شب در آزمایشگاهش مشغول کار است، اما نه دارو درست کردن؛ بلکه در حال ساختن معجونی است که نیمهی بد انسان را از نیمهی خوبش جدا میکند. او دقتی از این معجون مینوشد، متوجه میشود که نیمهی بد او مردی زشت و شیطان صفت به نام ادوارد هاید است. آیا ممکن است که دکتر جکیل و آقای هاید بتوانند در کنار هم زندگی کنند یا آقای هاید عرصه را بر دکتر جکیل تنگ خواهد کرد؟ از کتابخانهی کلاسیک مهتاب وارد دنیای شاهکارهای جاودانهی ادبیات شوید.
سه گانه ی نگهبانان 3 (گذر جانوران)
گلدی و توداسپیت و بانی دزدانه و نیمه های شب به جوئل بر میگردند و متوجه میشوند که شهر زیر سلطه ی فوگلمن در آمده و بر خیابان های شهر ارتشی از سربازان مزدور او حکومت میکنند. موزه ی دانت از این خطر به خود میپیچد و تنها با تلاش نگهبان بزرگ تره موزه است که خطرات نهفته در دل موزه هنوز به خیابان ها سرازیر نشده اند پس این سه کودک ناچارند از همه ی هوش و توانشان برای نجات موزه استفاده کنند. گلدی برای شکست دادن فوگلمن،یک بار هم که شده،باید پا در جاده ی جانوران بگذارد،گذرگاهی باستانی در اعماق موزه با چنان اسرار و خطراتی که تا کنون احدی از آن زنده بازنگشته است...