مدرسه پرماجرا 35 (فرار از مدرسه)
اسم من ای جی است و از بلند بلند خواندن متنفرم. هر روز در كلاس آقای گرانيت، تک تک ماها مجبوريم بايستيم و يک بخش از كتاب را با صدای بلند بخوانيم. با صدای بلند خواندن خيلی ترسناک است، مخصوصا وقتی آدم اشتباه می كند. هفته گذشته مجبور شدم جمله عجيب و غريب چایی داغ است، دایی چاق است را بخوانم و…
اسم من ای جی است و از بلند بلند خواندن متنفرم. هر روز در كلاس آقای گرانيت، تک تک ماها مجبوريم بايستيم و يک بخش از كتاب را با صدای بلند بخوانيم. با صدای بلند خواندن خيلی ترسناک است، مخصوصا وقتی آدم اشتباه می كند. هفته گذشته مجبور شدم جمله عجيب و غريب چایی داغ است، دایی چاق است را بخوانم و…