چطور ممکن است زندگی ما، با مصرف چیزهای کمتر، بهتر شود؟ تصور کنید که وسایل کمتر، درهمریختگی کمتر، اضطراب کمتر، بدهی کمتر و نارضایتی کمتری در زندگی داشته باشید. آیا این زندگی باب میل شما نیست؟ اگر بهدنبال چنین زندگیای هستید، با کتاب آدمها را دوست داشته باشید، از اشیا استفاده کنید، چون برعکسش اصلا جواب نمیدهد (Love People, Use Things) همراه شوید.
آن دختر
همهی داستان آن دختر (The It Girl) نوشتهی روث ور (Ruth Ware)، از پذیرفته شدن هانا در دانشگاه آکسفورد شروع شد. نخستین بار که هانا خبر قبولیاش را در کالج معروف پالم در دانشگاه آکسفورد شنید، یعنی در ماه اکتبر، از هیجان و اضطراب بر خودش لرزید.
آن دختر:
اولین بار این هانا بود که ده سال پیش جسد آپریل را پیدا کرد؛ هانا بود که از آنچه که آن روز به چشم دیده بود، هیچ سؤالی بر زبان نیاورد؛ آیا شهادت آن روزِ هانا در دادگاه، باعث شد یک مرد بیگناه به زندان بیفتد؟ هانا میخواهد حقیقت را بداند، حتی اگر بهای دانستن آن، زیر سؤال رفتن تمام دوستان نزدیکش باشد؛ حتی اگر زندگی خودش به خطر بیفتد...
همهی داستان آن دختر (The It Girl) نوشتهی روث ور (Ruth Ware)، از پذیرفته شدن هانا در دانشگاه آکسفورد شروع شد. نخستین بار که هانا خبر قبولیاش را در کالج معروف پالم در دانشگاه آکسفورد شنید، یعنی در ماه اکتبر، از هیجان و اضطراب بر خودش لرزید. آکسفورد همهی چیزی بود که هانا در دل میپروراند: اوج آرزوها، رؤیاها و مسیر دقیق رسیدن به خواستههایش. قرار بود آنجا تا سه سال آینده، خانهی جدیدش باشد. بااینحال، هانا هیچ خبر نداشت که این اتفاق، تا کجا قرار است مسیر زندگیاش را دگرگون سازد.