«بخشندهی ستارگان» داستان زنانی است که میدانند فقط باید به خود تکیه کنند و روی پای خود بایستند. زنان قهرمانی که با شور و حال و عشق خود در برابر جامعهی مردسالار میایستند و کوتاه نمیآیند و میکوشند به حقوقی برابر دست یابند. آنها به حقارت تن نمیدهند و میکوشند دوشادوش مردان قدم بردارند و به جایگاه واقعی خود برسند. این زنان قهرمان راه خود را در زندگی مییابند و بیآنکه مرد را از زندگی خود حذف کنند یا با آنها ستیزهجویی داشته باشند، به استقلال فکری میرسند و در اوج خودباوری و برابریطلبی، دل به مردها میبندند و میدانند برای رسیدن به تکامل میبایست راه عشقورزی در پیش بگیرند.
من پیش از تو
من پیش از تو ، داستانی را در مورد یک پرستار به نام «لوییزا» روایت میکند که در روند شغلیاش به بیمار خود، «ویل» علاقهمند میشود. رمان در واقع بازگوکنندهی روند شکلگیری علاقه و رابطهی عاشقانه این دو با هم است.
من پیش از تو ، داستانی را در مورد یک پرستار به نام «لوییزا» روایت میکند که در روند شغلیاش به بیمار خود، «ویل» علاقهمند میشود. رمان در واقع بازگوکنندهی روند شکلگیری علاقه و رابطهی عاشقانه این دو با هم است. داستان علاوهبر اینکه به فرازونشیبهای رابطهی این دو میپردازد، به نوعی نقد مثبتی بر «دیگنیتاس» نیز محسوب میشود. «دیگنیتاس» در واقع نام بنیادی متشکل از پزشکان و پرستاران حرفهای است که کمک میکنند تا کسانی که بیماری لاعلاجی دارند، بتوانند با میل خودشان، خود را از بین ببرند. این قانون با وجود موافقان و مخالفان فراوان، در بعضی از کشورهای جهان به تصویب رسیده است. در این رمان نیز یکی از گرههای داستانی، درگیری شخصیتها با این مسئله است. درگیریای که به تصمیمی منجر خواهد شد که نقطهی عطفی را در داستان رقم خواهد زد.