من و غولم و بچه گربه ام
سایر کتاب های همین ناشر
قصه ی ما همین بود 4
سال ها پیش که پدربزرگ ها و مادربزرگ ها بچه ها را پای کرسی جمع می کردند و برایشان قصه می گفتند آخر کار نفسی می کشیدند و می گفتند: قصه ما به سر رسید کلاغه به خانه اش نرسید. یا می گفتند: بالا رفتیم هوا بود پایین آمدیم زمین بود قصه ما همین بود.
دنیای زیبای من (دایناسورها)
با مجموعه ی دنیای زیبای من کودکان میتوانند جهان پیرامون خود را کشف کنند. این کتابها مفاهیم مربوط به علم زندگی و طبیعت را با زبانی ساده در اختیار نوآموزان پیش از دبستان قرار میدهند.
گلولههای آتشین از طرف مریخ به زمین سرازیر میشود! در ابتدای کار، انگار هیچکس متوجه این قضیه نیست. ناگهان گلولهها تبدیل به سفینههایی فضایی میشوند، پر از مریخیها! همین که مریخیها سلاحهای مخوفشان را ضد آدمها به کار میگیرند، جنگی تمامعیار آغاز میشود. از کتابخانهی کلاسیک مهتاب وارد دنیای شاهکارهای ادبی شوید.
بچههای مدرسه، برای بازدید، به کلاس چهارم رفتهاند تا با «معلم» کلاس چهارم، خانم کرافورد، صحبت کنند و دربارهی شغل معلمی و کارهایی که یک «معلم» انجام میدهد اطلاعات بیشتری به دست آورند. قبل از ورود به کلاس، بیشتر بچهها فکر میکردند که خانم کرافورد مدام در کلاس درس صحبت میکند و دانشآموزانش فقط و فقط باید به او گوش دهند.
دنیای زیبای من (ماشین ها و کامیون ها)
با مجموعه ی دنیای زیبای من کودکان میتوانند جهان پیرامون خود را کشف کنند. این کتابها مفاهیم مربوط به علم زندگی و طبیعت را با زبانی ساده در اختیار نوآموزان پیش از دبستان قرار میدهند.
همه به هم شبيه هستيم و همه با هم فرق داريم. همه ي آدم ها با هم تفاوت دارند. بعضي ها قد کوتاه و بعضي ها چاق يا لاغرند.
کتاب هیولاهای کوچک (انگل نا به کار) از مجموعهی «هیولاهای کوچک» منتشر شده است. با مطالعهی هیولاهای کوچک (انگل نا به کار)، کودکان با انواع انگلها آشنا میشوند و با آگاهی از اصول بهداشتی، از خود در برابر بیماریها محافظت خواهند کرد.
این کتاب از مجموعهی چراهای شگفتانگیز میباشد که اطلاعاتی دربارهی خصوصیات ظاهری بیابانها، نحوه زندگی در بیابانها، حیوانات در بیابانها و گیاهان در بیابانها را بهصورت پرسش و پاسخ برای کودکان و نوجوانان دارد.
دنیای زیبای من (حیوانات مزرعه)
با مجموعه ی دنیای زیبای من کودکان میتوانند جهان پیرامون خود را کشف کنند. این کتابها مفاهیم مربوط به علم زندگی و طبیعت را با زبانی ساده در اختیار نوآموزان پیش از دبستان قرار می دهند.
کتاب هیولاهای کوچک (قارچ ناقلا) از مجموعهی «هیولاهای کوچک» منتشر شده است. با مطالعهی هیولاهای کوچک (قارچ ناقلا)، کودکان با انواع قارچهای بیماریزا آشنا میشوند و با آگاهی از اصول بهداشتی، از خود در برابر بیماریها محافظت خواهند کرد.
خانم شارلوت، پستچی جدید ما، نامهها را آواز به لب و با شادی تحویل میدهد. او که کنجکاو و فضول است، هر روز یک پاکت را باز میکند و میخواند! اگر خبر بدی در نامه باشد، خانم شارلوت متن نامه را عوض میکند تا صاحب نامه ناراحت نشود. به این ترتیب خیلی زود حال و هوای دهکدهی سنتماشینشوآن از این رو یه آن رو میشود…
ما برای دیدن دوستان، برداشتن اسباببازی، دیدن یک منظره، خواندن کتاب و.. به حس بینایی نیاز داریم. ما از حس بینایی، بیشتر از حسهای دیگر استفاده میکنیم. زیرا با چشمهایمان میبینیم.
برای دیدن، نور لازم است. وقتی نور به چشم میرسد، چشم تصویر شکلها و رنگها را میگیرد و آنها را به مغز میفرستد.
وقتی چشمهایمان خوب نمیبیند، باید عینک بزنیم.
دایرهی رنگی چشم عنبیه نام دارد. مردمک هم وسط عنبیه است.
در این کتاب سعی شده تمام قصهها به زبانی ساده و روان نوشته شوند و خواننده بتواند اطلاعات مهم و نکات برجستهی زندگی پیامبران بزرگوار را در یک نگاه در نظر داشته باشد.
خانم شارلوت، کتابدار جدید سنت آناتول، کتابهایش را با چرخدستی به گردش در شهر میبرد. انباری قدیمی مدرسه که کتابدار جدید آن را تبدیل به کتابخانه کرده، حسابی مایهی سرگرمی بچهها شده، اما یک روز، خانم شارلوت در حال خواندن کتاب جالبی است که ناگهان در آن غرق میشود… چگونه باید او را از این وضعیت عجیب نجات داد؟
وقتي سرما مي خوريم، به آب ريزش از بيني دچار مي شويم! آب ريزش از بيني نشانه ي اين است که ويروس ها وارد بيني شده اند.
کتاب پیش رو خلاصه ای از رمان معروف و خواندنی سه تفنگدار را با زبانی شیوا و ساده روایت می کند. دارتانیان جوانی پر انرژی است که تجربه ای از رویارویی با سه تفنگ دار کسب می کند و هنگامی که این مبارزه و مقابله به دوستی و پیوستن او به سه تفنگدار ختم می شود خود را در ماجرایی مرموز و مهلک می یابد؛ حالا او باید همراه با گروه سه تفنگ دار برای خنثی کردن دسیسه ها و نقشه هایی شوم که ملکه را در خطر می اندازد وارد عمل شود و با سپاه کاردینال که سودای به دست گرفتن قدرت را دارند رویارویی کند.
قصه ی ما همین بود 5
این کتاب شامل شش قصه به سبک قصه های پدربزرگ ها و مادربزرگ ها است؛ این شش قصه عبارتند از: (پسر کوزه گر)، (سینی زرین)، (سایهی پهلوان)، (کیسه ی چرمی)، (شغال و باغ انگور) و (یابنده).
پيش از دايناسورها، چه جانورانی زندگی میکردند؟ پيش از دايناسورها، در کرهی زمين خزندگانی مانند ديميترودن وجود داشتند. در آن دوره، سنجاقکها غول پیکر بودند… و دوزیستانی مثل ایکتیوستگا هم زندگی میکردند.
خرس قطبی در قارهی شمالگان نزدیک قطب شمال زندگی میکند. خرس قطبی موهای خیلی کلفتی دارد. یک لایهی کلفت چربی هم زیر پوستش دارد که در برابر سرما و باد از او محافظت میکند. موهای خرس قطبی سفید است و در میان برفها دیده نمیشود. خرس قطبی شناگر ماهری است و میتواند بیشتر از یک دقیقه بدون اینکه نفس بکشد زیر آب بماند!
ارتباط لازمه ي زندگي اجتماعي انسان است.چگونه ارتباط برقرار مي كنيم؟ به همراه ده ها پرسش ديگر درباره ي شيوه ي و ابزار ارتباطي از گذشته تا كنون محتواي اين كتاب را تشكيل مي دهند.
کی چه کار می کنه ؟ (دامپزشک)
امروز دکتر کِیت به مدرسه آمده است تا دربارهی شغل دامپزشکی با دانشآموزان صحبت کند. او برای بچهها میگوید که دامپزشکی شاخههای گوناگونی دارد. برخی «دامپزشک»ها حیوانات بزرگ و وحشی را درمان میکنند. آنها در مزارع و باغوحشها کار میکنند.
جاناتان باید برای به انجام رساندن ماموریتی که رئیسش به عهده ی او گذاشته به ترانسیلوانیا سفر کند و کنت دراکولا را ملاقات کند. او پس از طی مسیری طولانی به مقصد می رسد در حالی که در مسیر افرادی به او هشدار می دهند از رفتن به قلعه خودداری کند و اگر به رفتن مصمم است هرگز گردنبند صلیب را از گردنش خارج نکند. مرد ترسی را در دل خود احساس می کند اما سوار بر کالسکه ای می شود که به دنبالش آمده و مدتی بعد خود را در قلعه می یابد. طولی نمی کشد که جاناتان در می یابد میزبانش انسانی عادی نیست در حقیقت مرد میزبان رفتارها و ویژگی هایی دارد که بیش از هرچیز او را به یک خون آشام مبدل می سازد تا یک انسان. شاید علت هشدارهایی که مردم به جاناتان در مورد قلعه دراکولا می دادند این بوده است!
بهتر است وقتي گرگ ها در جنگل نيستند، در آن جا گردش کنيم؛ چون ممکن است به ما حمله کنند و ما را بخورند!