راشل هالیس در کتاب دختر، عذرخواهی را متوقف کن، نویسنده پرفروش نیویورک تایمز و موسس یک شرکت رسانه ای چند میلیون دلاری، زنگ بیدارباشی به صدا در می آورد. او می داند که به بسیاری از زنان آموزش داده شده است که خود را در پرتو افراد دیگر - چه به عنوان همسر، مادر، دختر یا کارمند - به جای اینکه یاد بگیرند که چگونه هستند و آنچه را که می خواهند، تعریف کنند. با چالشی که برای زنان در همه جا وجود دارد که از رویاهایشان حرف نزنند، هالیس بهانههایی را برای رها کردن، رفتارهایی که باید اتخاذ کرد و مهارتهایی را که باید در مسیر رشد، اعتماد به نفس و باور به خود به دست آورد، شناسایی میکند.
The Girl Who Drank the Moon
زانِ پیر جادوگری است که در دل جنگل زندگی میکند. مردم شهر این پیرزن را منشاء همه بدیها میدانند و امیدوارند که با پیشکش یک قربانی از گزند او در امان بمانند. آنها هر سال کودکی را به عنوان قربانی به جادوگر پیشکش میکنند و برای این کار نوزادی را به جنگل برده و او را در جایی رها میکنند. اما چیزی که مردم شهر نمیدانند این است که زان قلب مهربانی دارد؛ این جادوگر نوزادان رهاشده در جنگل را نجات داده و به خانوادههای مهربان و خوشقلبی که در آن سوی جنگل زندگی میکنند، میسپارد.
The Girl Who Drank the Moon
زانِ پیر جادوگری است که در دل جنگل زندگی میکند. مردم شهر این پیرزن را منشاء همه بدیها میدانند و امیدوارند که با پیشکش یک قربانی از گزند او در امان بمانند. آنها هر سال کودکی را به عنوان قربانی به جادوگر پیشکش میکنند و برای این کار نوزادی را به جنگل برده و او را در جایی رها میکنند. اما چیزی که مردم شهر نمیدانند این است که زان قلب مهربانی دارد؛ این جادوگر نوزادان رهاشده در جنگل را نجات داده و به خانوادههای مهربان و خوشقلبی که در آن سوی جنگل زندگی میکنند، میسپارد.
زانِ مهربان در طول مسیر از نور ستارهها برای سیر کردن نوزادان استفاده میکند و ماجرا از جایی شروع میشود که او به جای نور ستاره، نور ماه را به یک نوزاد دختر میخوراند. این دختر که لونا نام دارد، به خاطر خوردن نور ماه نیروی خارقالعادهای به دست میآورد. جادوگر پیر که به خوبی از قدرت جادویی ماه آگاه است، میداند که نباید این نوزاد را به حال خود رها کند؛ چرا که ممکن است به خود یا اطرافیانش آسیب برساند. از همین رو تصمیم میگیرد لونا را پیش خود نگه داشته و او را مانند فرزند خود بزرگ کند.
اما همه چیز همینطور آرام نمیماند! هرچه زمان میگذرد و لونا بزرگتر میشود، قدرت جادویی او نیز افزایش مییابد. این دختر متوجه میشود که به زودی مجبور خواهد شد برای محافظت از خود و عزیزانش، از این قدرت شگفتانگیز استفاده کند. ولی پیش از این کار، او باید یاد بگیرد که چگونه قدرتهای خود را کنترل کند.