مجموعه خودم می توانم (همه باید بروند دست شویی)
می دونی همه باید بروند دست شویی؟
بالاخره اومدی، حالا شلوارت را دربیار. و تا وقتی کارت تموم نشده، بلند نشو.
بالاخره موفق شدی.
کره الاغ هفت سالش شده بود و باید به مدرسه می رفت؛ مامان الاغ کیف مدرسه اش را آماده کرد و او راهی مدرسه شد. کره الاغ وارد کلاس شد و روی میز اول نشست چون مامانش به او گفته بود که اگر میز اول بنشیند سوادش بیشتر می شود. خانم معلم وارد کلاس شد و بعد از اینکه کلی به بچه ها مهربونی کرد و از خوبی های سواد و درس و مشق گفت؛ از تک تک بچه ها پرسید که هر کدامشان می خواهند چه کاره شوند.
کره الاغ هفت سالش شده بود و باید به مدرسه می رفت؛ مامان الاغ کیف مدرسه اش را آماده کرد و او راهی مدرسه شد. کره الاغ وارد کلاس شد و روی میز اول نشست چون مامانش به او گفته بود که اگر میز اول بنشیند سوادش بیشتر می شود. خانم معلم وارد کلاس شد و بعد از اینکه کلی به بچه ها مهربونی کرد و از خوبی های سواد و درس و مشق گفت؛ از تک تک بچه ها پرسید که هر کدامشان می خواهند چه کاره شوند. هرکس چیزی گفت یکی می خواست دکتر بشود، یکی مهندس ، دیگری معلم و خیلی چیزهای دیگر اما کره الاغ گفت؛ که می خواهد مثل پدرش بار ببرد. همه ی بچه ها خندیدند؛ کره الاغ فکر کرد اگر مثل بقیه بخندد سوادش بیشتر می شود و خندید. خانم معلم به بچه ها گفت که همه ی شغل ها خوبند و هیچکدام خنده دار نیستند و بعد از دانش آموزان خواست تا دفتر هایشان را روی میز بگذارند و …
لطفا ابتدا وارد شوید.
ورود به سیستمیک حساب کاربری رایگان برای ذخیره آیتمهای محبوب ایجاد کنید.
ورود به سیستم