او را پدر، آزادیبخش، جنگسالار و دروگر میخوانند اما آنهنگام که با زرهی سرخ، سپاهی پرتعداد و قلبی سنگین بهسوی سیارهی آبی و کمرنگ شیرجه میزند، حس میکند پسربچهای بیش نیست. دهمین سال جنگ و سیودومین سال زندگی اوست.
یک دهه پیش، دارو قهرمان انقلابی بود که به باور او میتوانست زنجیرهای جامعهی سلطنتی زرّینها را بشکند اما قیام هر چه بود و نبود، از بین برد و به جای صلح و آزادی، جنگی بیپایان به آدمیان هدیه داد. حال، دارو باید هر آنچه را به خاطرش جنگیده است، در آخرین مأموریت بَری از امید خود به خطر بیندازد. او هنوز از صمیم قلب باور دارد که میتواند همه را نجات دهد اما آیا موفق میشود دستکم خود را نجات دهد؟
مجموعه ویوارد پاینز (جلد سوم آخرین شهر)
ایتن برک ، ماموریت اف بی ای سه پیش وارد ویوارد پاینز آیداهو شده است. شهری که در آن به مردم می گویند با چه کسی ازدواج کجا زندگی و کار کنند. به بچه های شان می آموزند دیوید پیلچر سازنده شهر ایزد است . کسی اجازه ترک شهر را ندارد. حتی پرسیدن سوال نیز ممکن لست شما را به کشتن بدهد. اما ایتن راز حیرت انگیزی را که پشت حصارهای الکتریکی شهر خوابیده است، می داند. حصارهایی که از شهر در برابر دنیای وحشتناک ورای آن محافظت می کند. این رازی است که تمام شهروندان ویوارد پاینز را زیر سلطه مردی دیوانه و ارتشی از پیروان او قرار داده است.رازی که قرار است مانند طوفانی به حصار ها هجوم آورد و این آخرین بقایای باقی مانده از نسل شکننده بشری را از صفحه روزگار محو سازد....