Click for more products.
No produts were found.

قصه های خوش حال 3 (به ماه دست بزن)

در روزگاران خیلی خیلی قدیم پادشاهی تصمیم گرفت برج خیلی خیلی بلندی بسازد. پادشاه گفت: «باید این برج را آنقدر بلند بسازم که اگر نوکش بایستی، دستت به ماه برسد.» معمار مخصوص پادشاه گفت: «متاسفانه برای ساختن برجی به این بلندی، در تمام سرزمین شما، سنگ کافی وجود ندارد.»

ادامه مطلبShow less
7,500 تومان
ناموجود
موجود شد خبرم کن!
مرجع:
9786006499130/002
نام تجاری:
کد QR را برای باز کردن این صفحه بر روی تلفن همراه خود اسکن کنید.
You may also like
قدیانی
25,000 تومان
کریستوفر رابین در باغ وحش یک راست پیش خرس های قطبی می رود. وقتی در قفس باز می شود، پشمالوی قهوه ای بدو بدو بیرون می آید و کریستوفر جیغ می زند، "وای خرسه؟" اسم این خرس، وینی است و ملاحظه می فرمایید چه اسم محشری است...
قدیانی
25,000 تومان
جنگل صدجریب مهمانی ناخوانده دارد؛ مهمان که نه، بمب انرژی!اسمش چیه؟ خونه اش کجاست؟ خب باید این ماجرای وینی پو را بخوانی تا بفهمی چون مهمان ناخوانده خودش را برای همه و البته تو معرفی می کند و ناگفته نماند که خوکچه ی...
قدیانی
45,000 تومان
اگر فرصت خوبی پیدا کنی، فکری بکر به سرت بزند یا مشکلی برایت پیش بیاید، چه می کنی؟قصه ی ما همین جاست، قصه ی یک فکر محشر، فرصتی عالی و مشکلی که بزرگ می شود و بچه ای که در برابر آنها قرار دارد ولی آنها را نمی شناسد. این...
قدیانی
65,000 تومان
در این کتاب تصویری و رنگی، جانوران بامزه و عجیب زیادی را می شود دید. آنها را همه جا می شود پیدا کرد، در بیابان های داغ و سوزان، در جنگل، در اقیانوس های سرد و دریاهای یخ زده ی قطب، و در مزرعه!این کتاب پر از تصویر است و...
قدیانی
18,000 تومان
هریک از صفحات رنگ آمیزی کتاب حاضر مربوط به یکی از داستان های اژدهای کوچکی به نام « دیگوری دو » در ۲۷ جلد، با عنوان ( ماجراهای من و اژدها ) است که احتمالا ادامه دار خواهد شد. موضوع داستان ها مسائلی است که اغلب کودکان...
توضیحات

در روزگاران خیلی خیلی قدیم پادشاهی تصمیم گرفت برج خیلی خیلی بلندی بسازد. پادشاه گفت: «باید این برج را آنقدر بلند بسازم که اگر نوکش بایستی، دستت به ماه برسد.» معمار مخصوص پادشاه گفت: «متاسفانه برای ساختن برجی به این بلندی، در تمام سرزمین شما، سنگ کافی وجود ندارد.» پادشاه گفت «مزخرف نگو! دست به کار شو و برج رو بساز!» صدراعظم گفت: «متاسفانه برای ساختن برجی به این بلندی، در خزانه ی سلطنتی، طلا به اندازه ی کافی وجود ندارد که بشود خرج ساختش را داد.» پادشاه گفت: «مزخرف نگو! برو از مردم مالیات بگیر!» دختر پادشاه پرسید: «حالا اصلا چه فایده دارد که آدم دستش به ماه برسد؟» ولی پادشاه محلش نگذاشت چون سرش خیلی شلوغ بود و داشت برنامه ریزی می کرد که برج را پی ریزی کنند

ادامه مطلبShow less
جزئیات محصول
9786006499130/002

مشخصات

نویسنده
تری جونز
مترجم
امیر مهدی حقیقت
قطع
پالتوئی
نوع جلد
شومیز
تعداد صفحات
120

فهرست

Search

Click for more products.
No produts were found.

یک حساب کاربری رایگان برای ذخیره آیتم‌های محبوب ایجاد کنید.

ورود به سیستم