کودکان ممکن است به خاطر تفاوت های خیلی ساده و پیش افتاده ای که با بقیه دازند نژآد پرستی را تجربه کنند ممکن است چون از نژاد دیگری هستند،یا به خاطر تفاوت لهجه دین یا فرهنگشان مورد آزار قرار بگیرند.راه های مختلفی وجود دارد که شما به عنوان پدر و مادر معلم یا پرستار بچه میتوانید به آن ها کمک کنید تا با این مشکل کنار بیایند و آن را حل کنند. بچه ها باید بدانند نژاد پرستی به هیچ وجه پذیرفته شده نیست. باید بدانند اگر با آن ها رفتار نژاد پرستانه ای شد،ایراد از آن ها نیست. بالا بردن اعتماد به نفس کودک کمک زیادی به حل قضیه میکند. ترس از بدتر شدن اوضاع ممکن است مانع شود که کودک مشکلش را به کسی بگوبد.آن ها باید مطمئن باشند که اگر رازشان را به بزرگ تری گفتند او اقدام موثری خواهد کرد و مورد حمایت قرار خواهند گرفت.
خیابان وحشت 3 (قلب مومیایی)
رعد میغرید و صاعقه بر زمین فرود میآمد. دو گرگینه، مقابل هم قرار گرفته بودند. باران سیلآسا موهای خزمانندِ روی ماهیچههای بدن آنها را صاف کرده بود. گرگینهی کوچکتر، دندانهای تیزش را نشان میداد، زوزه میکشید و صدایش در اطراف خیابان میپیچید. گرگینهی بزرگ به حریف خود حمله کرد تا با دندانهای تیزش او را از بین ببرد. اما گرگینهی کوچک، سریعتر از آن بود که با چنان حملهای، اسیر دندانهای او شود. گرگینه کوچک خود را به زمین نزدیک کرده بود. پاهای عقبش را بالا گرفته بود تا از شکمش محافظت کند و با چنگالهای تیز و تیغمانندش، شلاقی به سینهی حریف وارد کرد که از جای آن خون بیرون زد. لکهی خون روی موهای کلفت و زنجبیلی رنگ مهاجم آشکار شد و کمی بعد باران آن را شست. روی سر گرگها صاعقهای منفجر شد و هیکل چند نفر دیگر را که در آن طوفان، در خیابان بودند، نشان داد. یک مومیایی کوچک مصری که کتاب نقرهای رنگی در دست داشت و یک خونآشام جوان که با مرد مسنی با شمشیر میجنگید.