چند ماه از ناپدید شدن رین میگذرد و اوزی و کلارک حالا با سیگی و پتی زندگی میکنند. جز دلتنگی برای جادوگر، غمی نیست و اوزی کمکم دارد به شرایط زندگی جدیدش عادت میکند. البته هنوز در جورکردن رنگ لباسهایش مشکل دارد. اما عاقبت، بعد از تماسی تلفنی از جادوگر، شبی طوفانی از راه میرسد و آرامششان را درهم میکوبد.
زمین سیاره ای آبی ست
نوای دوازدهساله مشتاقانه در انتظار پرتاب فضاپیمای چلنجر است؛ قرار است برای اولین بار یک معلم به فضا برود و بچهها در سرتاسر آمریکا این رویداد را در کلاسهایشان بهصورت زنده تماشا خواهند کرد. نوا و خواهر بزرگش، بریجیت، عاشق نجوم و فضا هستند. آنها قرار گذاشتند پرتاب را باهم تماشا کنند. اما بریجیت ناپدید شده و نوا در یک خانهی موقت جدید است. درحالیکه از نظر خانوادههای موقت و معلمها نوا بهشدت دچار اختلال اوتیسم است و نمیتواند ارتباط کلامی برقرار کند، بریجیت میداند که او چقدر باهوش و خاص است. درحالیکه موعد پرتاب نزدیکتر میشود، خانوادهی موقت جدیدِ نوا و معلمهایش متوجه تواناییهای او میشوند و نوا برای اولین بار بدون بریجیت برای خود دوست پیدا میکند. اما هر روز، برای پرتاب و لحظهای که بریجیت را ببیند روزشماری میکند.
نوای دوازدهساله مشتاقانه در انتظار پرتاب فضاپیمای چلنجر است؛ قرار است برای اولین بار یک معلم به فضا برود و بچهها در سرتاسر آمریکا این رویداد را در کلاسهایشان بهصورت زنده تماشا خواهند کرد. نوا و خواهر بزرگش، بریجیت، عاشق نجوم و فضا هستند. آنها قرار گذاشتند پرتاب را باهم تماشا کنند. اما بریجیت ناپدید شده و نوا در یک خانهی موقت جدید است. درحالیکه از نظر خانوادههای موقت و معلمها نوا بهشدت دچار اختلال اوتیسم است و نمیتواند ارتباط کلامی برقرار کند، بریجیت میداند که او چقدر باهوش و خاص است. درحالیکه موعد پرتاب نزدیکتر میشود، خانوادهی موقت جدیدِ نوا و معلمهایش متوجه تواناییهای او میشوند و نوا برای اولین بار بدون بریجیت برای خود دوست پیدا میکند. اما هر روز، برای پرتاب و لحظهای که بریجیت را ببیند روزشماری میکند.