پارک وحشت هنوز هم پایگاه مجموعه ترس و لرز است.اما دیگر «تفریح گاه»قهرمان هایش نیست.در شرایط جدید و با وجود جاناتان چیلر،ظاهرا«ترس گاه»(برایش)اسم مناسب تری است؟ سام خیلی دلش میخواهد یک حیوان خانگی داشته باشد،اما حیف که پدر و مادرش فکر میکنند او به اندازه کافی مسئولیت سرش نمیشود.سام برای اینکه حس مسئولیتش را ثابت کند.عصرها در یک مغازه موش فروشی کار میگیرد.چیزی نمیگذرد که متوجه میشود آن موش های کوچک و دوست داشتنی متواند تبدیل به هیولاهای دوست نداشتنی بشوند! یعنی ممکن است همه اینها زیر سوغاتی باشد که از پارک وحشت با خودش آورده؟
هزار نکته باریکتر از مو (مجموعه چهار جلدی)
چرا صدای زن ها بلندتر از صدای مردهاست؟ چرا پرندگان مهاجر پس از کوچ به جنوب دوباره به شمال برمی گردند؟ گربه چگونه در تاریکی هم می بیند؟ چرا قند یا شکر کپک نمی زند؟ دندان عقل به چه درد می خورد؟ چرا مورچه ها توی پیاده روها جمع می شوند؟ چرا لیوان آب یخ عرق می کند؟ مگس ها در طول زمستان کجا می روند؟
چرا صدای زن ها بلندتر از صدای مردهاست؟ چرا پرندگان مهاجر پس از کوچ به جنوب دوباره به شمال برمی گردند؟ گربه چگونه در تاریکی هم می بیند؟ چرا قند یا شکر کپک نمی زند؟ دندان عقل به چه درد می خورد؟ چرا مورچه ها توی پیاده روها جمع می شوند؟ چرا لیوان آب یخ عرق می کند؟ مگس ها در طول زمستان کجا می روند؟