کوئنتین، همراه با قدیمیترین دوستش، جولیا، عازم میشود... منتهی برخلاف انتظارشان، نه از فیلوری، بلکه از دنیای واقعی سر درمیآورند. هردو به تکاپو میافتند تا راهی برای بازگشت به پادشاهیِ گمشدهشان پیدا کنند اما با خطرِ نامبارکی در دنیایی بسیار متفاوت از داستانهای محبوبِ دورانِ کودکیشان روبهرو میشوند و کوئنتین چارهای نمیبیند جز اعتماد به جادوی جولیا که از راههای ناموضوع آمده است.
هیولا شناس (جلد سوم جزیره خون)
وقتی دکتر وارثروپ همراه با آرکرایت، دستیار جدید و پرشور خویش، به جستجوی «جام مقدس هیولاشناسی» برمیآید، ویل هنری را در نیویورک تنها میگذارد. عاقبت ویل میتواند از چیزی لذت ببرد که تا این لحظه دور از دسترس به نظر میرسید. یک زندگی معمولی در کنار خانوادهای واقعی. با اینحال، بخشی از وجود ویل هنری حاضر نمیشود از دکتر وارثروپ دست بکشد. بنابراین، هنگامی که آرکرایت بازمیگردد و ادعا میکند که دکتر جان باخته، دنیا بر سر ویل هنری خراب میشود اما این خبر را باور نمیکند.
وقتی دکتر وارثروپ همراه با آرکرایت، دستیار جدید و پرشور خویش، به جستجوی «جام مقدس هیولاشناسی» برمیآید، ویل هنری را در نیویورک تنها میگذارد. عاقبت ویل میتواند از چیزی لذت ببرد که تا این لحظه دور از دسترس به نظر میرسید. یک زندگی معمولی در کنار خانوادهای واقعی. با اینحال، بخشی از وجود ویل هنری حاضر نمیشود از دکتر وارثروپ دست بکشد. بنابراین، هنگامی که آرکرایت بازمیگردد و ادعا میکند که دکتر جان باخته، دنیا بر سر ویل هنری خراب میشود اما این خبر را باور نمیکند.
ویل که مصمم است پرده از حقیقت بردارد، با علم به آنکه در صورت موفقیت به اعماق چاه مخوفی سقوط خواهد کرد که در قیاس با آن تمامی تجربههایش به هیچ میماند، راهی لندن میشود. در طول سفر خود از سقطرا سر درمیآورد. از جزیرهی خون. جزیرهای که ساکنانش عادت دارند لانهی پرنده بسازند و از آسمانش خون میبارد. اینجاست که وفاداری ویل هنری تحت مهمترین آزمایش ممکن قرار میگیرد.