داستان یک خواهر و برادر و آینه مخصوصشان را به تصویر می کشد که هربار آن ها را به دل یکی از قصه های معروف دنیا می برد، اما داستان ها دیگر به آن شکلی که همیشه شنیده ایم نیستند و اتفاقات جدیدی در آن ها رخ می دهد. ایبی و برادرش تا حالا به قصه های مختلفی سر زده اند و این بار وارد ماجرای شاهزاده نخود فرنگی می شوند؛ همه ایبی را با شاهزاده خانم اشتباه گرفته اند و او دوست دارد کاری کند که بهترین شاهزاده خانم را برای این قلمرو پیدا کند…
خانواده ی وندربیکر 3 (ماموریت غیرغیرغیرممکن)
پاییز به خیابان 141 رسیده و وندربیکرها دارند به آقای بیدرمن کمک میکنند
برای شرکت در دوی ماراتُن شهر نیویوک آماده شود؛ یک مسابقهی دو در مسیری
پنجکیلومتری در محلهشان به مناسبت عید هالووین. ضمناً بچهها حواسشان به
آدم عجیبوغریبی هم هست که در باغ همگانی محله میخوابد و برایش غذا
میبرند تا گرسنه نماند. ولی وقتی از هویت واقعی آن آدم که در باغ همگانی
محلهشان خانه کرده مطلع میشوند، ناگهان دنیا روی سرشان خراب میشود.
در سومین جلد از مجموعهی خانوادهی وندربیکر، به خیابان 141 برگردید و فصل
دیگری را در کنار ایسا، جسی، اولیور، هایاسینث و لینی تجربه کنید که سعی
دارند با نقشههایی که یکی از دیگری خندهدارتر و غیرممکنتر است، محلهشان
را به جای بهتری تبدیل کنند.
پاییز به خیابان 141 رسیده و وندربیکرها دارند به آقای بیدرمن کمک میکنند
برای شرکت در دوی ماراتُن شهر نیویوک آماده شود؛ یک مسابقهی دو در مسیری
پنجکیلومتری در محلهشان به مناسبت عید هالووین. ضمناً بچهها حواسشان به
آدم عجیبوغریبی هم هست که در باغ همگانی محله میخوابد و برایش غذا
میبرند تا گرسنه نماند. ولی وقتی از هویت واقعی آن آدم که در باغ همگانی
محلهشان خانه کرده مطلع میشوند، ناگهان دنیا روی سرشان خراب میشود.
در سومین جلد از مجموعهی خانوادهی وندربیکر، به خیابان 141 برگردید و فصل
دیگری را در کنار ایسا، جسی، اولیور، هایاسینث و لینی تجربه کنید که سعی
دارند با نقشههایی که یکی از دیگری خندهدارتر و غیرممکنتر است، محلهشان
را به جای بهتری تبدیل کنند.