حدس بزنید این بار کجاییم! آینهی جادویی من و برادرم، جونا (بهعلاوهی گربهمان، شازده) را به داستان موطلا و سه خرس فرستاده. خیلی باحال است! اینجا فرنی برای چشیدن داریم؛ همینطور صندلی برای نشستن و تخت برای چرت زدن! ولی موطلا حسابی به دردسر افتاده و اگر کمکش نکنیم، شاید تا ابد اینجا گیر بیفتیم.
موریگان کرو (در سرزمین نورمور)
موریگان کرو از تنهایی وحشت دارد. او هم مثل هرکس دیگری میخواهد برای خودش خانوادهای داشته باشد؛ و میخواهد خانوادهاش دوستش داشته باشند. موریگان کرو نفرینشده است. دستکم دیگران که اینطور میگویند! او در شامگاهان، که نحسترین روز سال است، به دنیا آمده، برای همین هم تمام بدبختیهای منطقه را گردن او میاندازند، از تگرگ گرفته تا سکتهی قلبی و همهچیز! از همه بدتر اینکه بهخاطر این نفرین او محکوم است که در نیمهشب تولد یازدهسالگیاش بمیرد. آن هم وقتی که دلش میخواهد با تمام وجودش زندگی کند! اما وقتی موریگان در انتظار سرنوشتش نشسته، مردی عجیبوغریب و جالب، به اسم ژوپیتر نورث ظاهر میشود. او موریگان را درست زمانی که همه میگویند آخرین شب زندگی اوست، و تحت تعقیب و سوار بر اسب است، به جایی امن، شهری مخفی و جادویی به اسم نِوِرمور میبرد...
45,000 تومان
مرجع:
9786004622905
موریگان کرو از تنهایی وحشت دارد. او هم مثل هرکس دیگری میخواهد برای خودش خانوادهای داشته باشد؛ و میخواهد خانوادهاش دوستش داشته باشند. موریگان کرو نفرینشده است. دستکم دیگران که اینطور میگویند! او در شامگاهان، که نحسترین روز سال است، به دنیا آمده، برای همین هم تمام بدبختیهای منطقه را گردن او میاندازند، از تگرگ گرفته تا سکتهی قلبی و همهچیز! از همه بدتر اینکه بهخاطر این نفرین او محکوم است که در نیمهشب تولد یازدهسالگیاش بمیرد. آن هم وقتی که دلش میخواهد با تمام وجودش زندگی کند! اما وقتی موریگان در انتظار سرنوشتش نشسته، مردی عجیبوغریب و جالب، به اسم ژوپیتر نورث ظاهر میشود. او موریگان را درست زمانی که همه میگویند آخرین شب زندگی اوست، و تحت تعقیب و سوار بر اسب است، به جایی امن، شهری مخفی و جادویی به اسم نِوِرمور میبرد...