روزی از روزها، من دوستی داشتم. یک دوست که سروکلهاش از ناکجا پیدا شده بود. پرسیدم از کجا آمده است، اما خودش هم نمیدانست. او پیش من ماند، و هر روز، بالای صخرهی بزرگ باهم خوراکی میخوردیم و به جنگل نگاه میکردیم.
کودکان می توانند با هر چیزی بازی کنند ؛ برای بازی کردن هم از بهم ریختگی و کثیف کاری لذت می برند .آنها در آغوش والدینشان این کتاب را ورق می زنند و از دیدن تصاویر سرگرم کننده آن لذت می برند
آقا خرسه دوست دارد خانه اش تمیز و مرتب باشد. راستش تنها چیزی که آقا خرسه بیشتر از تمیزی دوست دارد، مراقبت از دوست عروسکی اش اورسا است.تا این که آقا خرسه یک تار عنکبوت چسبناک پیدا می کند... و جایی که تار عنکبوت باشد،...
ماهی گیر به قفسی که پشت پنجره بود، نگاه کرد. ناگهان پرنده ی سرخ، بال و پری زد و خود را به قفس کوبید. ماهی گیر دلش نمی خواست پرنده اش را با هیچ چیزی در دنیا عوض کند
يكي بود يكي نبود در روزگاران خيلي دور، در يك روستاي سرسبز، الاغي زندگي ميكرد. صاحب الاغ، هر روز صبح محصولات كشاورزي خودش را روي الاغ ميگذاشت و آنها را براي فروش؛ به شهر ميبرد...
میدانیم که بچه های دوست داشتنی ما لنگه ندارند. اما گاهی یادشان میرود «اجازه» بگیرند. گاهی هم حواسش نیست «تشکر» کنند. تقصیر خودشان نیست. حتی گاهی نمیدانند چه موقع باید بگویند: «لطفاً» و کجا باید بگویند: «ببخشید!»...
اِلمور در کنار اطرافیانش زندگی صمیمی و راحتی دارد، اما جدیداً به این فکر میکند که باید برای خودش دستکم یک دوست خیلی صمیمی داشته باشد، البته همین الان هم دوستان زیادی دارد، ولی دوست صمیمی چیز دیگری است. المور دست به...
وقتی پسربچهای چندين بار از مادرش « نه» میشنود، عصبانی میشود و به اژدهايی تبديل میشود كه میخواهد همه چيز را نابود كند. هيچ چيز از دست اين اژدها در امان نيست: نه اسباببازیهای زيبا و دوستداشتنی و نه حتی مامان و...
موش کوچولو توی لانهاش در زیرزمین دراز کشید و سرش را هم بین پنجولهایش گرفت.او خیلی خوشحال نیست. یعنی چی شده؟مامان میگوید که او به امید نیاز دارد اما آخه موش کوچولو از کجا میتواند امید را پیدا کند؟
در هر یک از این داستانها، کودکی که شخصیت اصلی داستان است موضوعی را برای نخستین بار تجربه میکند. شرح هر یک از این ماجراها، بچهها را با نکاتی آشنا میکند که همگی آنها را تجربه کردهاند یا به زودی تجربه...
در کتاب حاضر، کودکی که شخصیت اصلی داستان است «حضور در آرایشگاه» را برای نخستین بار تجربه می کند.شرح ماجرای این داستان برای بچه ها آنها را با موضوعی همراه می کند که یا آن را تجربه کرده اند و یا در آینده تجربه خواهند کرد.
در کتاب حاضر، کودکی که شخصیت اصلی داستان است شنا کردن در استخر را برای نخستین بار تجربه می کند.شرح ماجرای این داستان برای بچه ها آنها را با موضوعی همراه می کند که یا آن را تجربه کرده اند و یا در آینده تجربه خواهند کرد.
در کتاب حاضر، کودکی که شخصیت اصلی داستان است «حضور نوزاد جدید در خانه» را برای نخستین بار تجربه می کند.شرح ماجرای این داستان برای بچه ها آنها را با موضوعی همراه می کند که یا آن را تجربه کرده اند و یا در آینده تجربه...
در کتاب حاضر، کودکی که شخصیت اصلی داستان است «حضور در مطب دکتر» را برای نخستین بار تجربه می کند.شرح ماجرای این داستان برای بچه ها آنها را با موضوعی همراه می کند که یا آن را تجربه کرده اند و یا در آینده تجربه خواهند کرد.
در کتاب حاضر، کودکی که شخصیت اصلی داستان است حضور در بیمارستان را برای نخستین بار تجربه می کند.شرح ماجرای این داستان برای بچه ها آنها را با موضوعی همراه می کند که یا آن را تجربه کرده اند و یا در آینده تجربه خواهند کرد.