روزی از روزها، گرگی که خیلی گرسنه بود وارد یک روستا شد و با یک سگ خیلی لاغر که دورتر از خانه اربابش نشسته بود روبرو شد. گرگ تصمیم گرفت به سگ حمله کند و او را بخورد. سگ لاغر احساس خطر کرد، فکری کرد و گفت ای پسرعمو!...
9 قصهی دلنشین از نویسندههای آشنا با دنیای رنگارنگ کودکانه که با قلمی شیرین، کودک و والد را با خود به سرزمین قصهها میکشانند و با قصههای شیرینتر از قند لحظات قندتر از شیرینی را برایتان رقم میزنند.