قصهای بامزه و خندهدار؛ جان میدهد برای قبل از خواب.وقت خواب است، اما خرس کوچولو اصلاً دلش نميخواهد بخوابد.ماهیها و جغدها و گرگها هنوز بيدارند، پس چرا او بايد برود بخوابد.خرس کوچولو دلش ميخواهد بيدار بماند و آب...
مامان و بابای عزیز اگر کودک شما دیر می خوابد،اگر خوابیدن را دوست ندارد،اگر موقع خواب بهانه می گیرد و می خواهد باز هم بازی کند،اگر وقت خواب گریه می کندو... «نی نی مامانی »به شما کمک می کند تا کوچولویتان را راحت تر...
بزرگ‌ترها هم ممكن است اشتباه كنند، به بچه‌ها زور بگويند، با هم دعوا كنند، بين بچه‌ها فرق بگذارند، بي‌حوصله باشند، دروغ بگويند يا بدقولي كنند، بنابراين بچه‌ها بايد ياد بگيرند در اين‌گونه...
ولی من ندیده‌ام ماه هیچ‌وقت موهایش را دم اسبی ببندد. تازه، من اصلا دوست ندارم ماه باشم. چه عیبی دارد آدم درخت انار باشد ویک عالمه موی سیخ سیخی این‌ور و آن‌ور سرش داشته باشد؟ کتابی برای توانمند سازی...
مامان اصلا به من نگاه نمی‌کرد. خیلی دلم می‌خواست او را بغل کنم و ببوسم ولی انگار مامان دلش نمی‌خواست که من بغلش کنم و ببوسمش. کتابی برای توانمند سازی کودکان بزرگ‌ترها هم ممکن است اشتباه کنند،...
هروقت مامان و بابا دعوایشان می‌شود، من اول داد می‌زنم: «دعوا نکنید! شما چقدر دعوا می‌کنید؟» ولی هرچه داد می‌زنم قایده ندارد. آن‌ها باز هم دعوا می‌کنند. بعد من گریه‌ام...
باید تا فروشگاه سرکوچه می‌رفتم و برمی‌گشنم . نرسیده بر سر کوچه چراغ‌های روشن مغازه را دیدم. از دست پدرم خیلی لجم گرفته بود. خودش نشسته بود توی خانه و مرا فرستاده بود خرید. بدون این‌که وارد مغازه...
انتشارات شهر قلم منتشر کرد: امروز یک نامه نوشتن برای همه‌شان و گفتم از همه‌تان بردم می‌آید، گفتم همه‌تان بدجنسید. گفتم حالا که من را دوست ندارید می‌روم خودم را گم‌وگور می‌کنم تا...
روی سقف، پر از سایه بود. به سایه‌ها نگاه کردم؛ دیگر خوابم نمی‌آمد. اول همه‌جا ساکت بود. بعدها صدا شروع شدند؛ یک چیزی گفت، تق. انگار در خانه باز شد... . کتابی برای توانمند سازی کودکان بزرگ‌ترها هم...
من هنوز نمیتوانم حرف بزنم اما وقتی بتوانم، خيلي حرفها برای گفتن دارم. اول از تو تشكر میكنم چون: از من مواظبت كردی با من بازی كردی و از تو عذرخواهی ميكنم چون: گوش تو را محكم كشيدم نقاشیات را پاره كردم ولی از همه...
تو هم بعضی وقتها این شکلی میشوی! لاکپشته هم اولش این شکلی بود، ولی شانس آورد که دوستهایش قیافهاش را دیدند و دست به کار شدند و … تو که نمیخواهی همینجا قصه را برایت تعریف کنم؟ میخواهی؟ پس ورق بزن برو اول کتاب،...
سلام، سلام من برونو هستم. این کتاب یک قصه دربارهی من است. دربارهی چیزهایی که نمیدانستم و یاد گرفتم. من نمیدانستم چی خوب است چی بد. برای همین خیلی توی دردسر میافتادم. ولی... مامانم خوب بود. بابام خوب بود. برادرم...
سلام، سلام من برونو هستم. این کتاب یک قصه دربارهی من است. دربارهی چیزهایی که نمیدانستم و یاد گرفتم. من نمیدانستم چی خوب است چی بد. برای همین خیلی توی دردسر میافتادم. ولی... مامانم خوب بود. بابام خوب بود. برادرم...
سلام، سلام من برونو هستم. این کتاب یک قصه دربارهی من است. دربارهی چیزهایی که نمیدانستم و یاد گرفتم. من نمیدانستم چی خوب است چی بد. برای همین خیلی توی دردسر میافتادم. ولی... مامانم خوب بود. بابام خوب بود. برادرم...
سلام، سلام من برونو هستم. اين كتاب يك قصه درباره من است. درباره چيزهايي كه نميدانستم و ياد گرفتم... من نميدانستم چي خوب است چي بد. براي همين خيلي توي دردسر ميافتادم. ولي... مامانم خوب بود. بابام خوب بود. برادرم خوب...