ذکر
9,500 تومان
صبح، سامی می خواست با پدرش فوتبال بازی کند. ولی سر پدرش خیلی شلوغ بود. پدر گفت که بعدا بازی می کنند. ولی سامی می خواست که همان موقع با پدرش بازی کند. او دوباره عصبانی شد. سر ناهار، پدر به سامی کمی هویج داد. ولی سامی...
لطفا ابتدا وارد شوید.
ورود به سیستمیک حساب کاربری رایگان برای ذخیره آیتمهای محبوب ایجاد کنید.
ورود به سیستم