او را پدر، آزادیبخش، جنگسالار و دروگر میخوانند اما آنهنگام که با زرهی سرخ، سپاهی پرتعداد و قلبی سنگین بهسوی سیارهی آبی و کمرنگ شیرجه میزند، حس میکند پسربچهای بیش نیست. دهمین سال جنگ و سیودومین سال زندگی اوست.
یک دهه پیش، دارو قهرمان انقلابی بود که به باور او میتوانست زنجیرهای جامعهی سلطنتی زرّینها را بشکند اما قیام هر چه بود و نبود، از بین برد و به جای صلح و آزادی، جنگی بیپایان به آدمیان هدیه داد. حال، دارو باید هر آنچه را به خاطرش جنگیده است، در آخرین مأموریت بَری از امید خود به خطر بیندازد. او هنوز از صمیم قلب باور دارد که میتواند همه را نجات دهد اما آیا موفق میشود دستکم خود را نجات دهد؟
سه تاج شوم (جلد چهارم پنج سرنوشت شوم)
شورشیان پس از نبرد با کاترین، دچار آشوب شدهاند. طلسم مهارکنندهی نفرین لژیون جولز از هم پاشیده و او را دیوانه و برای حکومت، نامناسب کرده. آرسینوئه هم باید راهی برای درمان جولز پیدا کند و هم هر چه زودتر جلوی اقدامات مرگبار مه اطراف جزیره را بگیرد.
سلطنت ملکه کاترین هنوز پابرجاست. اما حملهاش به شورشیان هزینهای هنگفت برایش داشته. حال که میرابلا ظاهراً تحت لوای صلح به پایتخت میآید، کاترین در نبود پیتر به چه کسی میتواند اعتماد کند؟ با رسیدن خواهر بزرگتر و کوچکتر به همدیگر، کاترین مشتاق میشود که صمیمیت میان میرابلا و آرسینوئه را تجربه کند، اما ملکههای مرده به او هشدار میدهند که مراقب باشد... به میرابلا نمیتوان اعتماد کرد.
حال سرنوشت جزیره در دست ملکههایش قرار دارد.
شورشیان پس از نبرد با کاترین، دچار آشوب شدهاند. طلسم مهارکنندهی نفرین لژیون جولز از هم پاشیده و او را دیوانه و برای حکومت، نامناسب کرده. آرسینوئه هم باید راهی برای درمان جولز پیدا کند و هم هر چه زودتر جلوی اقدامات مرگبار مه اطراف جزیره را بگیرد.
سلطنت ملکه کاترین هنوز پابرجاست. اما حملهاش به شورشیان هزینهای هنگفت برایش داشته. حال که میرابلا ظاهراً تحت لوای صلح به پایتخت میآید، کاترین در نبود پیتر به چه کسی میتواند اعتماد کند؟ با رسیدن خواهر بزرگتر و کوچکتر به همدیگر، کاترین مشتاق میشود که صمیمیت میان میرابلا و آرسینوئه را تجربه کند، اما ملکههای مرده به او هشدار میدهند که مراقب باشد... به میرابلا نمیتوان اعتماد کرد.
حال سرنوشت جزیره در دست ملکههایش قرار دارد.