حدس بزنید این بار کجاییم! آینهی جادویی من و برادرم، جونا (بهعلاوهی گربهمان، شازده) را به داستان موطلا و سه خرس فرستاده. خیلی باحال است! اینجا فرنی برای چشیدن داریم؛ همینطور صندلی برای نشستن و تخت برای چرت زدن! ولی موطلا حسابی به دردسر افتاده و اگر کمکش نکنیم، شاید تا ابد اینجا گیر بیفتیم.
من حتی توی تلویزیون هم جوکم 5 (یک داستان نوجوانانه)
من حتی توی تلویزیون هم جوکم 5 (یک داستان نوجوانانه):جیمی گریم پسر بچهای است که استعداد درخشانی در سرگرم کردن و خنداندن آدمها دارد. او به دلیل ناتوانی جسمی در راه رفتن، روی صندلی چرخدار مینشیند و همین موضوع او را تبدیل به یک استندآپ کمدین بامزه کرده که از مشکل جسمیاش به عنوان یک ویژگی منحصر به فرد استفاده میکند.
من حتی توی تلویزیون هم جوکم 5 (یک داستان نوجوانانه):جیمی گریم پسر بچهای است که استعداد درخشانی در سرگرم کردن و خنداندن آدمها دارد. او به دلیل ناتوانی جسمی در راه رفتن، روی صندلی چرخدار مینشیند و همین موضوع او را تبدیل به یک استندآپ کمدین بامزه کرده که از مشکل جسمیاش به عنوان یک ویژگی منحصر به فرد استفاده میکند.
جیمی پس از شرکت در یک مسابقهی استعدادیابی و برنده شدن، تصمیم میگیرد به روال عادی زندگیاش بازگردد و درس و مدرسه را دوباره از سر بگیرد. تا اینکه روزی، مدیران یک شبکهی تلویزیونی به نام بی.ان.سی سر میرسند و به جیمی اطلاع میدهند که جایزهی او در مسابقهی استعدادیابی این است که او میتواند صاحب برنامهی طنز تلویزیونی خودش باشد و مدیران شبکه موظف به تأمین مالی ساخت این برنامه هستند.