این مجموعه کتابها به کودکان کمک میکنند تا ضمن سرگرمی، خلاقیت و مهارتهای حرکتی ظریف، مهارتهای زبانی، درک مفاهیم پایهی ریاضی و مهارت تفکر انتقادی خود را تقویت کنند.
جغد پرچونه
لیسی واکر داستان جغد پرحرفی است که همیشه حرف میزند. سر غذا، سرکلاس، موقع فیلم تماشا کردن و… اما یک روز که از خواب بیدار شد، و دید که نمیتواند حرف بزند! داستان را بخوانید تا ببینید چه اتفاقی برای جغد پرچونه افتاد و چه درسی از این اتفاق گرفت.
سایر کتاب های همین ناشر
بسیاری از موجودات از توتیای دریایی گرفته تا خرچنگ و جغد و هشتپا و سهره بازمصرف میکنند. توتیای دریایی برای پوشش خودش از پسماندهای اقیانوس، مثل صدفهای کهنه، استفاده میکند. خرچنگ هم با خوردن آت و آشغالهای اقیانوس ساحل را پاکسازی میکند. جغد در حفرهی کاکتوسهای غولپیکر خانه میسازد. هشتپا هم پوستهای خالی نارگیل را پیدا میکند و هنگان خطر در آن قایم میشود. موجودات دیگر چطور بازمصرف میکنند؟ با مطالعهی این کتاب علاوه بر پاسخ این سؤالات با مطالب زیادی در زمینهی بازمصرف و بازیافت آشنا میشویم.
این بازی دو نفره یا چند نفره است. شما میتوانید با فرزندتان بازی کنید و به تقویت تمرکز و حافظة بصری کودکتان کمک کنید. داخل بسته یک برگة راهنما است؛ پیش از شرووع بازی آن را حتما مطالعه کنید.
دوزیستان چگونه تنفس میکنند؟ آب در زندگی دوزیستان چه نقشی دارد؟ کدام دوزیست اهل لاف زدن است؟ کدام جانوران از همه بهتر پنهان میشوند؟ رکورددار پرش سه گام و پرش طول کیست؟ آیا سمندر خونآشام است؟ دگردیسی چیست؟ قورباغه با وزغ چه تفاوتی دارد؟
برای والدین، مربیان، و مشاوران سخت است که مرز اندامهای خصوصی کودکان را به آنها بیاموزند. اما این کتاب که از دید یک کودک نوشته شده، کار را بسیار ساده کرده است.
زاک با بهترین دوستش در و در خانهی او تجربهای تلخ داشته و برای کنار آمدن با موضوع، این کتاب را به همراه مادرش نوشته است که به کودکان کمک کند تا برای روبهرو شدن با موقعیتهای دشوار آماده شوند. در کتاب باید بگی نه! با زبانی ساده، تصاویری کودکانه و رویکردی مستقیم به موضوع تعیین مرزهای شخصی پرداخته شده است.
مخاطب بگرد و پیدا کن (یک عالمه تصویر شگفت انگیز 1)، کودکانی هستند که میخواهند ضمن سرگرمی، مهارتهای فکری و مغزی خود را تقویت کنند.
مجموعه کی؟ چی؟ کجا؟ (برج ایفل) به شما میگوید چرا. وقتی از برج ایفل حرف میزنیم از کجا حرف میزنیم؟ از یکی از عجایب هفتگانة جهان؟ از بزرگترین شاهکار مهندسی جهان باستان؟ از قلهای عجیب در سیارهای دور؟ یا جایی دیگر؟ این کتاب را بخوانید تا بدانید.
کتاب بچسبان و بیاموز 3 (هواپیما، بالگرد و...) نوشته ی مارتین ردفرن و ترجمه ی نیما سلامیان توسط انتشارات فنی ایرانی منتشر شده است.
فرانکلین و دوست بزرگتر
فرانکلین دوست دارد زودتر بزرگ شود و کارهایی را بکند که بچههای بزرگتر میکنند. ولی انگار کارهای بزرگترها خیلی هم ساده نیست. حالا فرانکلین می تواند مثل بزرگترها رفتار کند یا بهتر است برای بزرگ شدن عجله نکند؟
تقلب در مسابقهی آشپزی، نودل را حسابی به دردسر میاندازد. چیزی که در ابتدا فقط یک رقابت دوستانه برای پختن شیرینترین و لذیذترین شیرینی مدرسه است، با اول شدن نودل به کام او تلخ میشود… آن هم به خاطر تقلب! این کتاب احترام، صداقت، مدیریت زمان و مسئولیتپذیری را به کودکان میآموزد.
این کتاب پر از مطالب و برچسبهای جالب است وچیزهای زیادی دربارهی گربهها به ما میآموزد.
برچسبهای دلخواه خود را انتخاب کنید و کتابی به سلیقهی خود بسازید.
اگراژدهای کومودو و شاه کبرا با هم روبهرو شوند، چه پیش خواهد آمد؟ اگر با هم بجنگند، گمان میکنید کدام یک از آنها پیروز میدان خواهد بود؟
یک روز باب اسفنجی مریض شده بود و وقتی سر کار رفت،آقای خرچنگ، او را به خانه فرستاد تا استراحت کند. باب اسفنجی به دوستش سندی تلفن زد تا او را به دکتر ببرد، ولی پاتریک آمد و گفت که مطب دکتر جای وحشتناک است و خودش سعی کرد باب اسفنجی را معالجه کند ولی …
اگر کودک شما از این کتاب لذت برد، سراغ یکی دیگر از کتابهای کار ما بروید. هرکتاب برای آموزش مهارت یا مفهوم خاصی طراحی شده است.
این مجموعه کتابها به کودکان کمک میکند با رنگکردن، تا کردن، چسباندن، بریدن و سرگرم شدن با مازهای متنوع تسلط بر حرکات ظریف خود را افزایش دهند.
کتاب «انتخاب خوب» دربارهی این است که هر کودکی در زندگیاش هزاران هزار تصمیم میگیرد. فکر کن در طول روز چندتا تصمیم میشود؟! احتمالاً کودک شما هم هر روز به اینها فکر میکند: چه لباسی بپوشد؟ صبحانه چه بخورد؟ در اتوبوس روی کدام صندلی بنشیند؟ در کلاس دستش را بلند کند یا نه؟ آیا تغذیهاش را با دوستش قسمت کند یا آن را تنهایی بخورد؟ و… اما آیا تصمیمات مهمتری هم در زندگی وجود دارد؟ برای اینکه کودکتان در هر تصمیم به «انتخاب خوب» برسد باید به خودش فرصت دهد. هر مهارتی به تمرین نیاز دارد، چه بازی فوتبال باشد و چه نواختن پیانو. مهارت تصمیمگیری هم همینطور است. وقتی کودک تصمیمگیری را تمرین میکند، ممکن است چندتا هم اشتباه کند، اما به او بگویید که نگران نباشد. هر تصمیم تمرینی برای یادگیری و پیشرفت اوست. هربار که او اشتباه میکند، خودش و بقیه را بیشتر میشناسد و این شناخت به او کمک میکند در آینده مسائل را راحتتر حل کند و تصمیمات بهتری بگیرد. آیا میخواهید به او کمک کنید که تصمیمات خوبی بگیرد؟
آيا تا به حال آنقدر خوشحال شدهای كه از شدت خوشحالی بالا و پايين بپری؟ وقتی با دوستانت هستی يا آسمان پر ستاره را نگاه میكنی خيلی خوشحال میشوی؟ خرگوش كوچولو عاشق خوشحالی و مهربانی با ديگران است. تو هم با خواندن اين كتاب متوجه میشوی كه خوشحالی چه احساس خوبی است.
عصبانیت چیست؟ چرا گاهی عصبانی میشویم؟ چطور از دست عصبانیت خلاص شویم؟ چطور میتوانیم به کسی که عصبانی است، کمک کنیم؟ روشهای مناسب برای بیرون ریختن عصبانیت چیست؟ در این کتاب با موقعیتهایی که موجب عصبانیت ما میشوند و روشهایی برای رفع آنها آشنا می شویم.
اگر کودک شما از این کتاب لذت برد، سراغ یکی دیگر از کتابهای کار ما بروید. هرکتاب برای آموزش مهارت یا مفهوم خاصی طراحی شده است.
این مجموعه کتابها به کودکان کمک میکند با رنگکردن، تا کردن، چسباندن، بریدن و سرگرم شدن با مازهای متنوع تسلط بر حرکات ظریف خود را افزایش دهند.
وقتی خانوادهی فذتانکلین برای پیکنیک کنار برکه رفته بودند، تنگ ماهی فرانکلین از دست خواهرش میافتد و ماهی عزیزش در برکه رها میشود. فرانکلین نمیتواند خواهرش را ببخشد و هر دو ناراحتاند تا اینکه…
شروع یک توفان، وقتی لِوای از حقیقت خوشش نیاید، کمی هم دروغ سر هم میکند. یک روز مادرش برایش توضیح میدهد که دروغ گفتن اعتماد دوستانش به او را از بین میبرد و او را غمگین میکند.
«وقتی دروغی میگویی، خورشید قلبت تاریک میشود. بعد ابر دروغ ساخته میشود و روزت را ابری و غمگین میکند. هربار که دروغ دیگری میگویی، ابر دیگری ساخته می شود، و تا به خودت بیایی میبینی که در قلبت توفان شده است.»
نینی عاشق ژاکت گرم و نرمش است. چطور پوستش کمکش میکند که گرما و نرمی ژاکت را حس کند؟ حس لامسه را از نظر علمی کشف کنید!
اگر وال و ماهی مرکب غول پیکر با هم رو به رو شوند، چه پیش خواهد آمد؟
اگر با هم بجنگند، گمان می کنید کدام یک از ان ها پیروز میدان خواهند بود؟
فرانکلین روز خوبی را نگذرانده بود و احساس میکرد دیگر کسی دوستش ندارد و کسی به او اهمیت نمیدهد. او تصمیم گرفت از خانه فرار کند و دوستان و مدرسه و خانهی جدیدی برای خودش پیدا کند. اما کمی از خانه دور نشده بود که …
فرانکلین و کلاه دوچرخه سواری اش
فرانکلین با مادرش به مغازه میرود و یک کلاه ایمنی که رویش چراغ چشمکزن دارد انتخاب میکند و میخرد. روز مسابقه دوچرخهسواری فرانکلین خجالت میکشد کلاهش را سرش بگذارد چون میترسد دوستانش مسخرهاش کنند.