مخاطب بگرد و پیدا کن (یک عالمه تصویر شگفت انگیز 2)، کودکانی هستند که میخواهند ضمن سرگرمی، مهارتهای فکری و مغزی خود را تقویت کنند.
بگرد و پیدا کن (یک عالمه تصویر شگفت انگیز 1)
مخاطب بگرد و پیدا کن (یک عالمه تصویر شگفت انگیز 1)، کودکانی هستند که میخواهند ضمن سرگرمی، مهارتهای فکری و مغزی خود را تقویت کنند.
بگرد و پیدا کن (یک عالمه تصویر شگفت انگیز 1)
مخاطب بگرد و پیدا کن (یک عالمه تصویر شگفت انگیز 1)، کودکانی هستند که میخواهند ضمن سرگرمی، مهارتهای فکری و مغزی خود را تقویت کنند.
فرزندانتان را کنار خود بنشانید تا همراه با شما شباهتها و تفاوتها را کشف کند و مهارتهای دقت و تمرکز، مهارتهای دیداری- فضایی و همچنین حافظهاش تقویت شود. بازی و سرگرمیهای خلاق و هدفمند در کنار والدین به کودکان کمک میکند تا از نردبان فکر بالا و بالا و بالاتر روند.
از همین نویسنده
سایر کتاب های همین ناشر
فرانکلین لاک پشت کوچولویی است که مثل همهی بچههای دیگر، گاهی سرما میخورد و مریض می شود. ولی تا به حال پیش نیامده که به بیمارستان برود. یک روز موقع فوتبال، توپ محکم به فرانکلین میخورد و باعث می شود لاکش ترک بخورد. دکتر می گوید باید جراحی شود و یک شب در بیمارستان بماند…
فرانکلین و کلاه دوچرخه سواری اش
فرانکلین با مادرش به مغازه میرود و یک کلاه ایمنی که رویش چراغ چشمکزن دارد انتخاب میکند و میخرد. روز مسابقه دوچرخهسواری فرانکلین خجالت میکشد کلاهش را سرش بگذارد چون میترسد دوستانش مسخرهاش کنند.
با کارتهای این بستهی آموزشی، کودک:
- با اعداد انگلیسی آشنا میشود.
- شمارش و مفهوم عدد را میآموزد.
- نوشتن اعداد را تمرین میکند.
خانم سالوادور معلم جدید کلاس 204 است، کلاس 204 قوانین خاص خودش را دارد که به رژینا احساس آرامش میدهد، رژینا ترجیح میدهد بیشتر وقتش را در مدرسه بگذراند، با این حال او همیشه ساکت است. خانم سالوادور یک روز در کلاس با شاگردانش دربارهی غریبهها و لمس اجباری صحبت میکند، تمام مدت کلاس، رژینا به رازش فکر میکند؛ به رازی که حتی مادرش از آن بیخبر است. آیا خانم سالوادور، معلم دوستداشتنی کلاس 204، میتواند به رژینا کمک کند؟
اگر کودک شما از این کتاب لذت برد، سراغ یکی دیگر از کتابهای کار ما بروید. هر کتاب برای آموزش مهارت یا مفهوم خاصی طراحی شده است.
این مجموعه کتابها به کودکان کمک میکند تا ضمن سرگرمی، خلاقیت و مهارتهای حرکتی ظریف، مهارتهای زبانی، درک مفاهیم پایهی ریاضی و مهارت تفکر انتقادی خود را تقویت کنند.
گاهی خرگوش کوچولو احساس تنهایی میکند و فکر میکند که هیچکس دوستش ندارد و همه سرگرم کار خودشاناند ولی بعد متوجه می شود که تنهایی خیلی هم بد نیست چون…
مجموعه کی؟ چی؟ کجا؟ (اورست) به شما میگوید چرا. وقتی از اورست حرف میزنیم از کجا حرف میزنیم؟ از یکی از عجایب هفتگانة جهان؟ از بزرگترین شاهکار مهندسی جهان باستان؟ از قلهای عجیب در سیارهای دور؟ یا جایی دیگر؟ این کتاب را بخوانید تا بدانید.
چرا اقلیم زمین تغییر میکند؟ تغییر اقلیم زمین چه اثری در زندگی ما دارد؟ چگونه میتوان با تغییر اقلیم زمین مقابله کرد؟ اثر گلخانهای چیست؟ گرم شدن زمین در تغییر اقلیم چه تأثیری دارد؟ مهمترین گازهای گلخانهای کداماند؟
اگر کودک شما از این کتاب لذت بُرد، سراغ یکی دیگر از کتاب های کار ما بروید. هر کتاب برای آموزش مهارت یا مفهوم خاصی طراحی شده است.
این مجموعه کتاب ها به کودکان کمک می کند با رنگ کردن، تا کردن، چسباندن، بریدن و سرگرم شدن با مازهای متنوع تسلط بر حرکات ظریف خود را افزایش دهند.
هردفعه از استنلی میپرسیدند: جیشداری؟ میگفت: نه! دلش نمیخواست یک دقیقه هم دست از بازی بردارد، و وقتی یادش میافتاد جیش داردکه شلوارش خیس شده بود. اما با کمک مادرش، میتواند دست جیش و پیپی ناقلا را از پشت ببند و تولترو حرفهای شود.[
آيا تا به حال آنقدر خوشحال شدهای كه از شدت خوشحالی بالا و پايين بپری؟ وقتی با دوستانت هستی يا آسمان پر ستاره را نگاه میكنی خيلی خوشحال میشوی؟ خرگوش كوچولو عاشق خوشحالی و مهربانی با ديگران است. تو هم با خواندن اين كتاب متوجه میشوی كه خوشحالی چه احساس خوبی است.
این مجموعه کتابها به کودکان کمک میکنند تا ضمن سرگرمی، خلاقیت و مهارتهای حرکتی ظریف، مهارتهای زبانی، درک مفاهیم پایهی ریاضی و مهارت تفکر انتقادی خود را تقویت کنند.
این کتاب پر از مطالب و برچسبهای جالب است وچیزهای زیادی دربارهی گربهها به ما میآموزد.
برچسبهای دلخواه خود را انتخاب کنید و کتابی به سلیقهی خود بسازید.
کتاب بچسبان و بیاموز 3 (هواپیما، بالگرد و...) نوشته ی مارتین ردفرن و ترجمه ی نیما سلامیان توسط انتشارات فنی ایرانی منتشر شده است.
شادی، غم، ترس، خشم و نفرت. پنج داستان بامزه که در هر کدام، یکی از این احساسات خودش را با زبان خودش معرفی می کند. با خواندن این داستان ها، احساساتت را بهتر می شناسی و می فهمی که چه چیزهایی شاد یا غمگینت می کند و چطور می توانی احساساتت را بهتر کنترل کنی
فرانکلین و دوستانش بازی فوتبال را خیلی دوست دارند ولی هیچوقت برنده نمیشوند. هرکدام ار همتیمیها مشکلی دارند: یکی دٌمش سنگین است، یکی گوشهایش بزرگ است، غاز هم یادش میرود در بازی فوتبال نباید از بالهایش استفاده کند. حتی یادشان میرود که باید باهم همکاری کنند و همه به سمت توپ حمله میکنند. بالاخره فرانکلین راهی پیدا میکند و …
رای اینکه در مدرسه عملکرد بهتری داشته باشی باید چهکار کنی؟ چطور میتوانی با خانواده و دوستانت ارتباط بهتری داشته باشی؟ گوش دادن فعال چیست؟ برای اینکه «گوش دادن فعال» را یاد بگیری باید به چه نکاتی توجه کنی. با مطالعهی این کتاب با نکات مختلفی در این زمینه آشنا میشوی و میتوانی این مهارت را در خودت تقویت کنی.
شیر کوچولو همیشه نگران بود. مثلا نگران انجام تکالیفش یا اینکه دیر به مدرسه برسد…
او وقتی که نگران میشد، دستپاچه می شد و دل درد می گرفت، اما بالاخره فهمید که چه کار کند تا حالش بهتر شود….
رازهای جهان دایناسورها چگونه آشکار شد؟ دایناسورها از چنگالها و دمهای خود چگونه استفاده میکردند؟ کدام دایناسورها پرواز میکردند؟ چرا دایناسورها منقرض شدند؟ کدام دایناسورها از همه بزرگتر بودند؟ نخستین دایناسورها را چه کسانی کشف کردند؟ کدام دایناسور از همه باهوشتر بود؟ کدام دایناسور از همه خطرناکتر بود؟
آقای موش کور میخواهد برود مسافرت و دنبال کسی میگردد که کارهای خانهاش را انجام دهد؛ فرانکلین اصرار میکند که کارها را به او بسپرند، اما فراموش میکند به باغچه آب بدهد! وقتی اقای مو کور از سفر برمیگردد، فرانکلین با ناراحتی به او میگوید که نتوانسته از عهدهی کارها بربیاید… .
در مورد کتاب احساسات من (اگر دوستش نداشته باشم چی ؟):
وقتی مامان و بابا و دنیز میخواستند به خانه نو اسبابکشی کنند، دنیز خیلی نگران شده بود. نگران اینکه خودش و گربهاش خانه نو را دوست نداشته باشند و گربهاش از آنجا فرار کند، مدرسه جدیدش را دوست نداشته باشد و خلاصه خیلی چیزهای دیگر…
آنقدر نگران شده بود که نمیتوانست بخوابد تا اینکه با بابابزرگش درباره اینکه چقدر نگران است حرف زد…
بچه ها در حیاط بازی می کردند. به کلاس رفتند. تشنه شده بودند و آب خواستند. خانم مربی از پارچ در لیوان آنها آب ریخت. یکی از بچه ها گفت که آب خنک نیست. خانم مربی چند تکه یخ در پارچ آب انداخت. در همین موقع برای خانم مربی چای آوردند و روی میز گذاشتند. از چای او بخار بلند می شد.
فرانکلین عضو خیلی از گروهها بود و حالا میخواست عضو گروه پیشگامان جنگل شود. دل توی دلش نبود که زودتر نشان بگیرد. ولی نشان گرفتن آنقدرها هم سریع و ساده نیست. آیا فرانکلین موفق میشود نشان بگیرد؟