مجموعه خودم می توانم (همه باید بروند دست شویی)
می دونی همه باید بروند دست شویی؟
بالاخره اومدی، حالا شلوارت را دربیار. و تا وقتی کارت تموم نشده، بلند نشو.
بالاخره موفق شدی.
نگذارد. او هم چشمی گفت و راه افتاد. تا اینکه به روباه رسید و تیرکمانی در دست روباه دید و خواست آن را از روباه بخرد ولی روباه به او گفت که خیلی گران است و مطمئنن پول او نمی رسد.
کره الاغ قلکش را شکسته بود و می خواست با پول آن برای خودش چیزی بخرد. بعد به مامانش گفت که برای خرید می خواهد بیرون برود و مادر به کره الاغ گفت حواسش را جمع کند تا کسی کلاه سرش نگذارد. او هم چشمی گفت و راه افتاد. تا اینکه به روباه رسید و تیرکمانی در دست روباه دید و خواست آن را از روباه بخرد ولی روباه به او گفت که خیلی گران است و مطمئنن پول او نمی رسد. کره الاغ برای اینکه به روباه بفهماند که پول دارد تمام پولهایش را از جیبش در آورد و گفت من هر چقدر پول بخواهی دارم؛ روباه با دیدن پول ها چشم هایش از خوشحالی برق زد و پرید کره الاغ را بغل کرد و…
لطفا ابتدا وارد شوید.
ورود به سیستمیک حساب کاربری رایگان برای ذخیره آیتمهای محبوب ایجاد کنید.
ورود به سیستم