در عوض تقریبا ناخودآگاه به سمت دالانی سرخس به راه افتاد که به لانه ی نیش زرد منتهی می شد. خاکستر پنجه لنگان بیرون آمد و تقریبا به او برخورد کرد. قلب آتشین تالاپی روی کفلش افتاد و خاکستر پنجه سر خورد و ایستاد و به اطراف برف پاشید. هن هن کنان گفت: «ببخشید قلب آتشین. ندیدمت.»
مدرسه افسانه ای (جلد اول خواهران گاوالدون بخش دوم)
خواهران گاوالدون، اولین کتاب از مجموعهی پرفروش نیویورک تایمز به نام مدرسهی افسانهای، راجع به سفری حماسهآفرین در دنیایی جدید و شگفتانگیز است. جایی که تنها راه خلاصی از داستانهای افسانهای پریان، زنده ماندن در یکی از آنهاست. سوفی با کفشهای بلورین و وقف خود به انجام کارهای خوب، میداند که در مدرسهی افسانهای خوبها نمرات بالایی کسب میکند و به مرتبهی دانشآموزان پیشین مدرسه مثل سیندرلا، راپونزل و سفیدبرفی دست مییابد. آگاتا با کت بلند سیاه بیقواره و گربهی سیاه خبیثش برای پیوستن به شرورها مدرسهی بدها کاملا مناسب به نظر میرسد.