- سرزمینهای میان دو کرانهی آمریکا وسیع و مملو از جادوهای مخفی هستند و خیلی کم تغییر میکنند. شهر فارمینگتون به تازگی نابود شده و در نتیجهی آن، ماجراجویی جوان و روباه همراهش به دنبال پاسخی برای طوفانی که نام او را بر زبان میآورد، شهر را ترک میکنند. این کمیک، داستان زندگی ایبل را برایمان تعریف میکند. پسری که برای فهمیدن راز خانوادگیاش، مجبور به سفر در سرزمینی باستانی میشود.
وینک پاپی میدنایت
هر داستانی به یک قهرمان نیاز دارد.
هر داستانی به یک شرور نیاز دارد.
هر داستانی به یک راز نیاز دارد.
وینک دختری عجیب و مرموز، با موهای قرمز و صورتی ککمکی است.
پاپی قلدر موطلایی و ملکهی زیبا و فریبکار مدرسه است.
میدنایت پسری دوستداشتنی و بلاتکلیف است که بین این دو دختر گیر افتاده.
وینک. پاپی. میدنایت. دو دختر. یک پسر. سه صدا که با فصلهایی کوتاه، دقیق و فریبنده در صفحات کتاب مینشینند و به سرعت و بیوقفه به سمت چیزی هولناک و بغرنج و مهیب حرکت میکنند.
واقعاً چه اتفاقی افتاده؟
کسی چیزی میداند.
کسی دروغ میگوید.