داستانی پرماجرا و فانتزي درباره ي شاهزاده خانمي به اسم سيلي كه در قصري عجيب و مرموز به همراه خانواده اش زندگي مي كند. او كه چهارشنبه هاي قصر را به عنوان بدترين و كسل ترين روزهاي هفته مي شناسد، در اين روز با راهرو و برجي جديد كه تخم نارنجي بزرگ و داغي درون آن قرار دارد، روبه رو مي شود. چه رازي درباره ي موجودي كه درون تخم است، وجود دارد؟ آيا قصر وظيفه ي نگهداري از او را به سيلي سپرده است؟
خواهر عروسکی
دختر چهارده ساله ي مبتلا به اوتيسم به نام جيني كه به تازگي تحت سرپرستي خانواده اي كه همه ي بچه هاي بي سرپرست آرزويش را دارند، قرار گرفته، نمي تواند اتفاق هولناك و مخفيانه اي را كه در گذشته اش رخ داده، فراموش كند؛ او براي فرار از اين خانه و حل مشكلش دست به دزدي مي زند، دروغ مي گويد و حتي خود را در معرض آدم ربايان قرار مي دهد. چه رازي در گذشته ي جيني پنهان است كه او را مجبور به دوري و بدرفتاري با خانواده ي جديدش مي كند؟
جینی، راوی نوجوان داستان، به بیماری اوتیسم مبتلاست. گلوریا، مادر جینی، با او رابطهی خوبی ندارد و شرایط و بیماری او را درک نمیکند و کتکش میزند. جینی یک خواهر نوزاد دارد که خالهکاترین گفته او عروسک جینی است و هیچوقت بزرگ نمیشود. جینی حرف خاله کاترین را باور کرده و قول داده مراقب عروسکش باشد.
یک شب پلیس و مددکاران از راه میرسند و مادر جینی را دستگیر میکنند. جینی از ترس، عروسکش را توی چمدان میگذارد و زیر تخت پنهانش می کند. مددکاران جینی را با خود می برند و او را از گلوریا دور میکنند.
پس از آن، جینی از خانه ای به خانه ی دیگر فرستاده میشود، اما همیشه دنبال راهی است که بفهمد چه اتفاقی برای عروسکش افتاده!