پارادیس به جنگلی که هر لحظه تاریکتر میشد اشاره کرد و گفت: «همینحالا، من میرم سراغ هیولای خرسیِ کلّهکوسهای. قبل از اینکه شهردار رو بخوره. شما دو تا، مثل شیر با من میآیین یا هنوز دهنتون بوی شیر میده؟»
بن دستش را بالا برد: «من مثل شیر میآم.»
ویسلی دستش را بالا برد: «من دهنم بوی شیر میده.» چپچپ به بن نگاه کرد. آهی کشید و گفت: «خیلی خب. من هم با شما همراه میشوم. اما بهتون هشدار میدهم، اگر من زندهزنده خورده شدم، شما دو نفر شخصاً مسئولید.»ش
پرونده های کارآگاه سیتو و دستیارش چین می ادو (مجموعه 10 جلدی قابدار)
در کلانتری مرکزی بخشی هست که به پروندههای عجیب، مرموز و خیلی سخت رسیدگی میکند. کارآگاه سیتو، یکی از بهترین کارآگاههای شهر، در این بخش کار میکند. درست همین الان هم کارآگاه سیتو یک مورد خیلی مهم دستش است: نه یک دزدی و نه گمشدن عجیب و غریب یک نفر... بلکه یک ساندویچ ژامبون فوقالعاده!
هیچچیز بیشتر از این کارآگاه را ناراحت نمیکند که کسی وسط غذا مزاحمش بشود! اما همین که میخواهد غرغر کند میفهمد کسی که مزاحم غذاخوردنش شده کسی نیست جز فرمانده تروئنوس.
کارآگاه سیتو نهتنها باید بداخلاقیهای همیشگی رئیسپلیس شهر، فرمانده تروئنوس، را تحمل کند، بلکه باید دنبال تعدادی ظرف عتیقهی خیلی گران هم بگردد و یک وردست چینی تازهوارد را دنبال خودش اینطرف و آنطرف ببرد.